تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
عادل و نيكرو است كه تا اسلام خون كسى را هدر نشمرده و مجازات اعدام برايش مقرر ننموده باشد او را نمىكشند ، و از كسانى است كه سخنش و كردارش حجت است ، و چطور حجت نيست حال آنكه خداى عز و جل در پنج آيه - كه در جلد نهم برنوشتيم - تمجيد و ستايشش نموده و حديثها از پيامبر گرامى در حقش آمده است كه مىفرمايد : « عمار از سر تا قدمش آكنده از ايمان است و ايمان به گوشت و خونش آميخته است » و « عمار ، خدا از سر تا قدمش را به ايمان آميخته و ايمان به گوشت و خونش آميخته است ، با حق به هرجا كه بگرايد مىگرايد ، و آتش را سزا نيست كه پاره اى از وى درگيرد » و « پر از ايمان است تا مغز استخوانش » يا به عبارتى ديگر « از پاشنهء پايش تا آويزهء گوشش آكنده از ايمان است » . و « عمار با حق ( يعنى اسلام ) است و حق با وى ، عمار با حق مىگردد هر جا كه بگردد ، و قاتل عمار در آتش است » و « چون مردم اختلاف پيدا كردند پسر سميه با حق ( و جانب اسلام ) است » و « خون عمار و گوشتش بر آتش حرام است كه در گيردش » و « آنها را چه به عمار ! او آنها را به بهشت مىخواند و آنها وى را به دوزخ عمار پوست ميان دوديده و بينى من است . . . » آرى ، معاويه راست مىگفت كه « چه مانعى دارد ! » راستى براى كسى كه فرمايشات پيامبر اكرم ( ص ) را در حق عمار ياسر باور نكند و دروغ پندارد چه مانعى دارد كه او را بكشد ! كسى كه آن فرمايشات را دروغ انگارد و اين فرمايشات را كه « قريش را چه با عمار ! او آنها را به بهشت مىخواند و آنها وى را به دوزخ . قاتل و به يغما برندهء جامه و اسلحهء او در آتش خواهد بود « و » هر كه با عمار دشمنى ورزد خدا با او دشمنى خواهد ورزيد و هر كه به عمار كينه بورزد خدا با او كينه خواهد ورزيد و هر كه عمار را نابخرد بشمارد خدايش نابخرد خواهد شمرد و هركه عمار را دشنام دهد خدايش دشنام خواهد داد ، و هر كه عمار را تحقير نمايد