تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

بخشى از پروندهء تبهكارى و گناهورزى پسر هندهء جگرخوار

1 - چون نعيم بن صهيب بن العلية ( از سپاه على ( ع ) در صفين ) كشته شد پسر عمويش نعيم بن حارث بن العلية پيش معاويه رفت - و او با معاويه بود - گفت : اين كشته پسر عموى من است ، او را به من ببخش تا دفنش كنم . گفت : دفنشان نمىكنيم چون حق دفن شدن ندارند . به خدا عثمان را از ترس آنها نتوانستيم دفن كنيم مگر مخفيانه . تهديد كرد كه يا اجازه بده دفنش كنم يا ترا ترك كرده به آنان خواهم پيوست . معاويه گفت : تو رؤساى عشاير عرب را مىبينى دفنشان نمىكنى و از من اجازه مىخواهى براى دفن پسر عمويت ! و افزود : اختيار دارى ، مىخواهى دفنش كن مىخواهى نكن او برفت و نعش پسر عمويش را دفن كرد . ( 1 ) 2 - وقتى عبد اللَّه بن بديل ( از سپاه على ( ع ) كشته شد معاويه و عبد اللَّه بن عامر رفته بر سر نعش او ايستادند . عبد اللَّه بن عامر - كه دوست عبد اللَّه بن بديل بود - عمامهء خويش را بر صورت او گسترده و برايش طلب مغفرت كرد . معاويه گفت : صورتش را باز كن . گفت : نه به خدا تا جان در بدن دارم نخواهم گذاشت او را مثله كنى ! معاويه گفت صورتش را باز كن ، ما وقتى آن را به تو بخشيديم ديگر مثله اش نمىكنيم . ( 2 ) نسبشناس معروف ابو جعفر بغدادى در « المحبر » مىنويسد : « معاويه در دستورات كتبىاش به زياد گفته بود : هر كه را بر دين و نظريهء على يافتى بكش و
هامش
( 1 ) كتاب صفين ، ابن مزاحم 293 + تاريخ طبرى 6 / 14 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 489 . ( 2 ) كتاب صفين 277 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 486 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 135 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)