شكوهمند مىانگاشت و نيكوئى مىنمودش . بنابر اين اى مردم ! در مورد عمويش عباس از او پيروى كنيد و او را در مصيبتى كه بر سرتان آمده به درگاه خداى عز و جل وسيله و واسطه گردانيد . . . » ( 1 )
و معاذ بن جبل ، كه آن جماعت اين حديث پيامبر ( ص ) را در باره اش « صحيح » شمردهاند كه « او پس از انبياء و پيامبران از همهء پيشينيان و متأخران داناتر است ، و خدا در برابر فرشتگان به وجود وى مباهات مىنمايد . . . » ( 2 )
و « ابى بن كعب » كه حاكم نيشابورى روايت ابو مسهر در بارهء او را « صحيح » شمرده است كه مىگويد : « رسول خدا ( ص ) او را سرور انصار ناميد ، و هنوز درنگذشته بود كه او را سرور مسلمانان خواندند . . . » ( 3 )
و « اسامة بن زيد » دوست رسول خدا كه در دو « صحيح » بخارى و مسلم هست كه خود عبد اللَّه بن عمر مىگويد : چون بعضى انتصاب وى را به فرماندهى سپاه مورد انتقاد قرار دادند سپاهى كه ابو بكر و عمر در آن بودند پيامبر ( ص ) در رد انتقادش فرمود : « قبلا هم شما انتصاب پدرش را به فرماندهى سپاه مورد انتقاد قرار داديد در حالى كه به خدا در خور فرماندهى بود و برايم از دوست داشتنىترين افراد ، و اين پس از پدرش برايم از دوست داشتنىترين افراد است » ( 4 ) ، همچنين فرموده است : « اسامة به استثناى فاطمه و نه ديگرى از دوست داشتنىترين افراد براى من است . . . » ( 5 )
و جمعى ديگر از رجال صاحب فضيلت و مقام كه در نسل اول امت محمد ( ص ) وجود داشتند .
آيا پسر عمر اين مردان بزرگ را مىشناخته و به منزلت و مقدار عظمتشان پى برده بوده و مىدانسته كه پيامبر گرامى ( ص ) چه تمجيدها از آنان كرده است ،
هامش
( 1 ) - مستدرك ، حاكم 3 / 324 ، 325 ، 329 ، 334 .
( 2 ) - مستدرك ، حاكم 3 / 271 .
( 3 ) - مستدرك ، حاكم 3 / 302 .
( 4 ) - صحيح بخارى 5 / 279 + صحيح مسلم 7 / 131 + صحيح ترمذى 13 / 218 + مسند احمد 2 / 20 .
( 5 ) - مسند احمد حنبل 2 / 96 ، 106 ، 110 .