رستاخيز پيشاپيش علما مىآيد .
و در صورتى كه دستم به خالد بن وليد مىرسيد او را عهده دار حكومت مىكردم و چون به درگاه پروردگارم در آمده بازخواست مىشدم كه چه كسى را بر امت محمد گماشتى ؟ جواب مىدادم : پروردگارم ! از بنده و پيامبرت شنيدم كه خالد بن - وليد يكى از شمشيرهاى خدا است كه بر سر مشركان آخته است » .
چرا عمر اعضاى شوراى شش نفره را همسان دانست و آنها را برابر نهاد ، و وقتى به او گفتند : جانشينى تعيين كن ، گفت : « كسى را نمىشناسم كه براى تصدى اين كار ( يعنى حكومت ) شايسته تر و ذيحقتر از اين چند نفر يا گروهى باشد كه رسول خدا ( ص ) به هنگام در گذشت از آنها خشنود بود » و آنگاه على را نام برد و عثمان را و زبير و طلحه و سعد و عبد الرحمن را ؟ ! ( 1 )
حرف عبد اللَّه بن عمر كجا و سخن عبد الرحمن بن عوف به على و عثمان كجا كه « من در بارهء شما دو نفر از مردم پرسيدم و ديدم هيچ كس نيست كه كسى را همتاى شما بداند » يا اين سخنش : « مردم ! من در پنهان و آشكار از شما پرسيدم و ديدم هيچ كس را همتاى يكى از اين دو تن نمىدانيد و جز به على يا عثمان راضى نيستيد » ؟ ! ( 2 )
پس چرا عبد الرحمن بن عوف در شوراى شش نفره براى بيعت خلافت ، نخست دست به طرف على ( ع ) دراز كرد و او را بر عثمان مقدم داشت ، و فقط به خاطر اين كه شرط ادامهء رويهء ابو بكر و عمر را نپذيرفت و عثمان پذيرفت با عثمان بيعت كرد ؟ ! ( 3 ) و در بارهء اين شرط در جلد نهم سخن گفتيم .
چرا ابو وائل به عبد الرحمن بن عوف اعتراض داشت كه چطور على را رها كرده با عثمان بيعت كرديد ؟ ! ( 4 )
چرا معاويه مىگفت : « اين كار ( يعنى حكومت ) متعلق به بنى عبد مناف بود كه
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى 5 / 267 .
( 2 ) - تاريخ طبرى 5 / 40 - تاريخ ابن كثير 164
( 3 ) - مسند احمد حنبل 1 / 75 + تمهيد باقلانى 209 + تاريخ طبرى 5 / 40 + تاريخ الخلفاء سيوطى 104 - صواعق المحرقه 63 + فتح البارى 13 / 168 .
( 4 ) - مسند احمد حنبل 1 / 75 .