تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
دوستى دو جانبه و متبادل ، اين آيهء شريفه دلالت مطلق دارد كه « اگر خدا را دوست مىداشته‌ايد ، مرا پيروى كنيد خدا دوستتان خواهد داشت . » در ميان اصحاب ، جمعى ديگر هستند كه سر و جان در راه عشق خدا و پيامبرش باخته بودند ، و آنها كه نامشان در روايت آمده هرگز به گرد ايشان نمىرسيدند و به عقيدهء ما فرسنگها از آنان دور بوده‌اند ، مانند سلمان فارسى ، ابوذر ، مقداد ، عمار و عباس عموى پيامبر ( ص ) و نظائرشان . لكن جاعلان چشم از ايشان پوشيده و عنوان خدا دوستى بر آن « بىتبار » نهاده‌اند كه پسر « بىتبارى ديگر و بدخواه ( پيامبر ص ) » است و پسر « نابغه » ، پسر كنيز سياه ديوانه اى كه خود را نجس مىكرده و با اوباش همبستر مىگشته و در يك روز با چهل مرد خفته است ، پسر « عاص » ، پسر « كشتارگر » ، پسر كسى كه شش نفر ادعاى پدريش را كردند ، آن كه در ميدان نبرد براى جان بدر بردن عورت خويش نمايان ساخت ، آن كه بيگانه اى را بر بستر همسرش يافت و غيرتش بر نيانگيخت و بدش نيامد ، هرزه اى پست ، بىخيرى نكوهيده ، فرو مايه اى زناكار ( 1 ) ، و دشمن حق و پشتيبان باطل و . . . آرى ، عنوان خدا دوستى بر چنين موجودى نهاده‌اند و از ذكر مردان بزرگى كه قهرمان ديندارى و پيشواى امت و سرآمد اصحاب و پاكترين ايشان بوده‌اند خوددارى نموده‌اند . اگر اين رويه بپايد و تغيير نيابد ، نه بر مرده بر زنده بايد گريست آرى ، سكسكى يا جاعلان و دروغسازان پيش از وى را « عمرو عاص » و ماهيت تباهش خوش آمده نه ديگران و نه پاكان . در صفحات تاريخ زندگى عمرو عاص و اقران چهار گانه اش - كه در اين روايت نامشان آمده - چه شواهد بسيارى مىيابيم داستانگوى آن دوستى خدا و پيامبر كه جاعل اين روايت به ايشان نسبت داده است و به اختيار خوانندگان عزيز مىگذاريم تا به قدر حوصلهء خويش به آن پردازند و به نظر آورند !
هامش
( 1 ) - براى اطلاع از تفصيل اين اوصاف و ديگر اوصافى كه نمايشگر ماهيت عمروعاص است رجوع كنيد به : غدير ، 2 .