نداشتهاند ، بلكه رذالتها و كارهاى ننگين و ناپسند بسيار از آنها سر زده است . و ما به هيچوجه نمىپذيريم كه پيامبر گرامى ، آن خانوادهء پليد را پاك شمرده و در رديف نسلها و دودمانهاى پاك و منزهى آورده باشد كه پيامبر پاك و وصى پاكش امير المؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) را پرورانده است و آن « شجرهء فرخنده و پاكى است كه ريشه اش ثابت و شاخسارانش در آسمان است و هر زمان بار مىآورد و مىدهد » ( 1 ) .
وانگهى ما در وجود ابو قحافه و خطاب و نياكانشان چيزى سراغ نداريم كه از افتخارات بشرى به شمار آيد تا چه رسد به افتخارات دينى كه از آن يكسره بىبهره و تهيدست بودهاند ، و قبلا بحثى داشتيم در مسلمان شدن ابو قحافه ( 2 ) ، و در اين كه خطاب مسلمان نشده مسلم و قطعى است و به ثبوت رسيده كه عمر وقتى عباس عموى پيامبر ( ص ) مسلمان شده به او گفته : « عباس ! به خدا مسلمان شدنت آن روز كه مسلمان شدى برايم از مسلمان شدن خطاب اگر مسلمان شده بود خوشتر بود » . ( 3 ) در بارهء عفان - پدر عثمان - از كلبى و بلاذرى بايد پرسيد كه در كتابهاى « مثالب » و « انساب » مطالبى آوردهاند كه ماهيت وى را به اختصار روشن مىسازد در بارهء القابى كه در روايت آمده قبلا سخن گفتيم ( 4 ) و ثابت نموديم كه « صديق » و « فاروق » از القاب خاص مولا امير المؤمنين ( ع ) است و چون پاره اى مردمان آنها را در مورد ابو بكر و عمر به كار بردهاند و متداول گشته اين گونه روايات جعلى هم ساخته شده است .
مسألهء دشنام دادن به اصحاب را نيز به بحث نمىكشيم ، ولى هر گاه مضمون اين روايت را درست بشماريم و معتقد شويم اصحابى كه مورد خطاب و امر بودهاند وظيفه داشتهاند از آن دستور پيروى نموده و از دشنام دادن به يكديگر پرهيز كنند ، كار در مورد بسيارى از اصحاب مشكل خواهد گشت ، زيرا به يكديگر
هامش
( 1 ) - آيهء شريفه .
( 2 ) - رك : غدير 7 .
( 3 ) - سيرهء ابن هشام 4 / 21 + عيون الاثر 2 / 169 + شفاء ، قاضى 2 / 18 .
( 4 ) - رك : غدير 2 و 3 .