تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
راست عرش ، و وقتى آدم آفريده گشت بر كمرش قرار گرفتيم و همچنان بوديم و در نسلهاى پاك منتقل مىگشتيم تا آن كه خدا مرا در وجود عبد اللَّه نهاد و ابو بكر را در وجود ابو قحافه و عمر را در وجود خطاب و عثمان را در وجود عفان و على را در وجود ابو طالب ، و سپس آنان را به مصاحبت و شاگرديم برگزيد و ابو بكر را صديق گردانيد و عمر را فاروق و عثمان را ذو النورين و على را وصى . بنابر اين هر كه اصحابم را بد گويد چنان است كه مرا بد گفته باشد و هر كه مرا دشنام دهد خدا را دشنام داده باشد و هر كه خدا را دشنام دهد او را به روى در آتش دوزخ در خواهد آورد . » ( 1 ) ما براى ابطال اين روايت احتياجى نداريم كه اعتنائى به سند حذف شده اش بكنيم ، ولى هر چه را نديده بگيريم اين از يادمان نخواهد رفت كه نسل اموى ناپاك است و همان سلسله نسبى است كه در قرآن « شجرهء ملعونه » خوانده شده و نكوهش گشته است ( 2 ) زمخشرى اين ابيات را از ابو عطاء افلح سندى در « ربيع الابرار » نگاشته است ( 3 ) : نيكان خلق خاندان هاشمند و بنى اميه پستترين اشرارند بنى اميه دوده اى تباه دارند و بنى هاشم دودمانى پرافتخارند آنان كه به بهشت دعوت مىكنند بنىهاشمند و بنى اميه مبلغان دوزخند با خاندان هاشم كشور آبادان و سرسبز گشت و بنى اميه سراب فريبند در صفحات « غدير » مطالبى از پيامبر اكرم ( ص ) و مولاى متقيان ( ع ) و ديگر اصحاب مىيابيد كه براى اثبات فرومايگى امويان و بىاعتبارى و ناپاكى آنها كفايت مىنمايد و مىرساند كه چه در دورهء جاهليت ، و چه در دورهء اسلام ، نه تنها آبروئى
هامش
( 1 ) - رياض النضرة 1 / 30 . ( 2 ) - رك : غدير ، 8 . ( 3 ) - « ربيع الابرار » ، فصل 66 .