تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
نياموخته و نشنيده است . ( 1 ) و « شعبه » حديث از « ضحاك » روايت نمىكند و منكر اين است كه ابن عباس را ديده و از او حديث آموخته باشد . و يحيى بن سعيد مىگويد : « ضحاك » به نظر ما ضعيف و سست روايت است ( 2 ) . 11 - ابن عساكر در تاريخش روايتى ثبت كرده است از ابن عباس ، از قول پيامبر ( ص ) به اين مضمون : « از خويشاوندانم آن كه برايم از همه دوست داشتنىتر است و بلند پايه تر و مقربتر به درگاه خدا و پيروزترين اهل بهشت ، ابو بكر است و در مرتبهء دوم عمر است كه خدا كاخى از مرواريد به او مىبخشد هزار فرسنگ در هزار فرسنگ قصرها و خانه‌ها و ايوانها و ديوارها و تختها و جامها و پرندگانش همه از همين يك گونه مرواريد ، و او را خشنودى از پى خشنودى است . و در مرتبهء سوم عثمان بن عفان است و او را بهشتى نصيب است كه نمىتوانم به وصفش درآورم ، و خدا ثواب پرستش فرشتگان را از اول تا آخرشان مرحمت مىنمايد . و در مرتبهء چهارم على بن ابيطالب است ، خوشا به حالش چه كسى مثل على است ! او معاون من است به هنگام [ ] ( 3 ) و مونسم به هنگام ناگوارى ، و خليفه‌ام در ميان امتم ، و او از من است . و چه كسى مثل ابو سفيان است ! دين اسلام چه پيش از مسلمانشدنش و چه پس از آن به وسيلهء او استحكام يافته است ، و چه كسى مثل ابو سفيان است ! هنگامى كه از آستان صاحب عرش رو مىآورم تا به حساب و رسيدگى بپردازم ناگهان با ابو سفيان روبرو خواهم گشت در حالى كه جامى از ياقوت سرخ فام در دست دارد و مىگويد : دوست من بنوش ! و او را خشنودى از پى خشنودى خواهد بود ، خدا بيامرزدش » ( 4 ) ابن عساكر خودش پرده از گوشه اى از حقيقت برداشته و گفته : « اين روايتى نكوهيده و نادرست است » . چه نكوهيده و چه نادرستى هم كه ابو سفيان را كسى مىشمارد كه اسلام
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن عساكر 5 / 142 ( 2 ) - تاريخ ابن عساكر 5 / 160 . ( 3 ) - در متن كتاب همينگونه نانوشته است . ( 4 ) - تاريخ ابن عساكر 6 / 405 .