موسى ، و عثمان نظير هارون ، و على بن ابيطالب نظير من . «
اين را ابن الاعرابى از محمد بن زكرياى غلابى بصرى از احمد بن غسان هجيمى از احمد بن عطاء - ابو عمر - نقل كرده است و هجيمى از عبد الحكم از انس .
ذهبى در « ميزان الاعتدال » مىگويد : مىترسم اين را غلابى به دروغ ساخته باشد ( 1 ) در جاى ديگر مىگويد : او سست روايت است . ( 2 ) ابن منده در باره اش حرف دارد . و دارقطنى مىگويد : حديث جعل مىكند . حاكم نيشابورى در تاريخش حديثى از طريق محمد بن زكرياى غلابى نوشته مىگويد : راويانش همگى « ثقه » و مورد اعتمادند جز محمد بن زكرياى غلابى ، و او آفت سند اين روايت است .
در سند اين روايت ، نام احمد بن عطاء هست . دارقطنى در باره اش مىگويد :
متروك و مطرود است . ازدى مىگويد : از مبلغان نظريهء « قضا و قدر » بوده و متعبدى ناآگاه و غافل كه آنچه را نشنيده بوده روايت مىكرده است . زكرياى ساجى نيز پيش از وى همين را در بارهء او گفته است . و ابن مدينى مىگويد : روزى نزد او رفته پاى درس حديثش نشستم ، ديدم طومارى نوشته و از روى آن حديث نقل مىكند .
چون شاگردانش پراكندند از او پرسيدم اينها را خودت شنيده اى ؟ گفت : نه ، آن را خريدهام و در آن احاديث نيكوئى وجود دارد و نقلش مىكنم براى اينها تا به آن عمل كنند و آنان را به خدا دلبسته و نزديك مىگردانم و در آن ميان نه حكمى وجود دارد و نه تبديل سنتى . به او گفتم : از خدا نمىترسى كه در صددى با دروغ بستن به پيامبر خدا ( ص ) مردم را به خدا نزديك گردانى ؟ ! ( 3 )
8 - محب طبرى در « رياض النضرة » از قول محمد بن ادريس شافعى چنين ثبت كرده است . مىگويد : با سندى كه به پيامبر ( ص ) مىرساند مىگويد : « من و ابو بكر و عمر و عثمان و على هزار سال پيش از خلقت آدم نورهائى بوديم در جانب
هامش
( 1 ) . 1 / 56 .
( 2 ) . 3 - / 58 .
( 3 ) ميزان الاعتدال 1 / 56 ، 3 / 58 + لسان الميزان 1 / 221 ، 5 / 168 .