از بدبختى امت محمد ( ص ) تعجب نمىكنيد كه برايش بدعت را با دشنام تحكيم مىنمايند و به وسيلهء كارى زشت او را از انجام كار درست و پسنديده باز مىدارند ؟ !
6 - سخنى كه بر خلاف سنت ثابت و به پيروى از بدعت پدرش در بارهء عطر زدن در حال احرام زده است . بخارى و مسلم از طريق ابراهيم بن محمد بن منتشر از پدرش روايت كردهاند كه « پسر عمر مىگفت : اگر قير آلود شوم برايم خوشتر از اين است كه در حال احرام باشم و بوى عطر از من برآيد . من رفتم پيش عائشه و حرف پسر عمر را به اطلاعش رساندم ، گفت : پيامبر خدا ( ص ) به خودش عطر زد و سرى به همسرانش زد و به حال احرام درآمد . » يا به روايت بخارى : « . . . به اطلاع عائشه رساندم ، گفت : خدا از ابو عبد الرحمن درگذرد ، من به پيامبر خدا ( ص ) عطر مىزدم و مىرفت سرى به همسرانش مىزد و بعد به حال احرام در مىآمد و بوى عطر از تنش بر مىآمد . »
به روايت نسائى : « از پسر عمر در بارهء عطر زدن به هنگام احرام پرسيدم ، گفت : اگر قير آلود شوم برايم خوشتر از آن است . حرفش را به اطلاع عائشه رساندم ، گفت : خدا از ابو عبد الرحمن درگذرد . من خودم به پيامبر خدا ( ص ) عطر مىزدم و مىرفت سرى به همسرانش مىزد و بعد بوى عطر از او بر مىآمد ( 1 ) .
7 - آنچه مسلم و بخارى از قول مجاهد ثبت كردهاند . ( 2 ) مىگويد : « من و عروة بن زبير به مسجد درآمديم و ديديم عبد اللَّه بن عمر در حجرهء عائشه نشسته است و مردم در مسجد دارند نماز مىخوانند . از او در بارهء نمازشان پرسيديم ، گفت بدعت است . عروه از او پرسيد : پيامبر خدا ( ص ) چند بار عمره بجاى آورد ؟
گفت : چهار بار يكى از آنها در ماه رجب بود . نخواستيم حرفش را رد كرده او را دروغگو نمائيم . در همان حال صداى عائشه را در حجره شنيديم . عروه بانگ
هامش
( 1 ) صحيح بخارى 1 / 102 و 103 + صحيح مسلم 4 / 12 و 13 + سنن نسائى 5 / 141 .
( 2 ) صحيح بخارى 3 / 144 + صحيح مسلم 4 / 61 + مسند احمد 2 / 73 ، 129 ، 155 + تيسير الوصول 1 / 336 . هر پنج استاد حديث به استثناى نسائى روايت كردهاند .