تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
با عثمان دشمنى داشته باشند و در عين حال فرزندان خود را براى جنگ و دفاع از او بفرستند ؟ ! اين براستى دروغ و ساختگى و بهتان است ! وانگهى آيا معقول و باور كردنى است كه اين جماعت آمادگى خود را براى دفاع او اعلان بدارند و اصرار هم بورزند و براى جنگ و در پاسدارى جانش حضور يابند ولى دو نفر آنها را غافلگير كرده او را بكشند و بگريزند و هيچكس هم متوجه آنها نشود تا « نائله » به آنها اطلاع دهد و بگويد آنها را نميشناسم در حالى كه در كنار مقتول بوده و آنها را ديده باشد و با خود او تندى نموده و سخن گفته باشند ؟ ! جعل كنندهء اين روايت آيا نفهميده كه بهنگام جعل و ساختن دروغ دچار چه تناقضى گشته و دو نقيض را جمع آورده است آنگاه كه خواسته شمارهء مخالفان عثمان را تقليل دهد و به همين منظور اصحاب و فرزندانشان را از جمع آنان حذف كرده است و دگر بار چون خواسته مولاى متقيان را مخالف كشتن عثمان و كشندگانش جلوه دهد از قول آن حضرت به انبوه مهاجران و انصار و سيل خلقى كه براى بيعتش مشتاقانه سرازير گشته‌اند چنين ساخته كه فرمود : « به خدا من شرم دارم با جماعتى كه عثمان را كشته‌اند بيعت كنم . . . » و اين مىرساند كه بيعت كنندگان همان قاتلان عثمان بوده‌اند و كسانى كه به نحوى در كشته شدنش دست و سهم داشته‌اند و ايشان كسى جز مهاجران و انصار و اصحاب پيشاهنگ پيامبر ( ص ) نبوده است و همانها كه در صفين وقتى معاويه از امام خواست قاتلان عثمان را معرفى و تسليم نمايد ، و او دستور فرمود پيش آيند بيش از ده هزار نفر پيش آمده فرياد كشيدند كه قاتل عثمان ما هستيم ، و پيشاپيش آنان عمار ياسر بود و مالك اشتر و محمد بن ابى بكر و مجاهدان بدر . آيا حرفى كه براى امام ساخته نسخه ديگرى از آن دو مرد مجهولى نيست كه ميگويد گريخته‌اند و هيچكس آنها را نشناخته است ؟ ! يا آن دو نفر جزء جماعت كثيرى از مردم بوده‌اند كه با اصحاب پيامبر ( ص ) اختلاف نظر و عقيده داشته‌اند ؟ ! يا مگر جز بيمار گونه كسى جرأت زدن چنين حرفى را دارد ؟ ! كسى كه چنين دروغى جعل كرده آيا هيچ فكر كرده كه اگر دروغش را باور