با شنيدن خبر مرگ عثمان سر گشته و غمناك نگشته و نه هوش از سرش پريده است .
و اين تهمت را هيچكس به او نميزند مگر كسى كه غرور گناه عقل و رايش را تباه گردانيده و شيطان به اختلال مشاعر مبتلايش كرده باشد يا در دلش تار هوا خواهى خانوادهء اموى تنيده و بر خردش پردهء هوسناكى و خيره رائى كشيده باشد تا نداند كه چه مىانديشد و چه ميگويد .
اما طلحه - كه آن روايات دروغين چنان علاقه و دفاعى از عثمان به وى نسبت ميدهد - هر چه ميخواهيد از دشمنى و مبارزهء وى با عثمان بگوئيد ، زيرا وى چنان كه روايت صحيح ثابت مينمايد با عثمان از همهء خلق تندتر و سختگيرتر بوده است و در دورهء هر دو محاصره و در جنگ بر در خانهء عثمان و در جريان تشييع و كفن و دفنش اقدامات خصمانهء سهمگين كرده است - كه همهء را بشرح آورديم . هرگاه در خصوص موضع خصمانه وى در برابر عثمان كمترين ترديدى باشد بايد قضاوت مولاى متقيان را در حق وى به ياد آورد كه ميفرمايد : « به خدا فقط به اين خاطر شتابان به خونخواهى عثمان برخاسته كه ميترسد او را به خونخواهى عثمان تحت تعقيب قرار دهند چون در معرض اتهام قتل وى قرار داشته و از مردم هيچكس به اندازه او در پى قتل او نبوده است .
به همين جهت خواسته ديگران را به غلط اندازد تا حقيقت امر را بپوشاند و ديگران را دچار شك و ترديد نمايد . » و ميفرمايد : « خدا طلحه را بزوال آورد كه عثمان آنقدر پول به او بخشيد و او چنان كرد با وى . » و ديگر سخنانى كه گذشت .
دربارهء طلحه از خود عثمان بايد پرسيد تا آن سخنها را دربارهء وى كه نوشتيم بگويد و موضع او را در برابر خويش مشخص سازد . و از مروان بن حكم بايد پرسيد كه چرا او را كشته است ؟ و معنى اين سخن كه هنگام كشتن طلحه به ابان پسر عثمان گفت چيست كه من بجاى تو يكى از قاتلان پدرت را كشتم و بكيفر رساندم ؟ و درباره اش از سعد بن ابى وقاص و محمد بن طلحه و ديگران - كه سخن و نظرشان را باستناد روايات تاريخى آورديم - بايد پرسيد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 94
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٩٤