دربارهء زبير اگر از مولا امير المؤمنين بپرسيم به بهترين معرف دست يافتهايم ، از او مىپرسد : « تو كه عثمان را كشته اى مرا به خونخواهى او مؤاخذه ميكنى ؟ خدا امروز بر هر يك از ما دو نفر كه نسبت به عثمان سختگيرتر بودهايم حادثهء ناگوارى پيش آورد . » و در حق او و طلحه ميفرمايد : « آنها حقى را مطالبه ميكنند كه خود پايمال كردهاند و به انتقام خونى كمر بستهاند كه خود بر زمين ريختهاند . بنابر اين اگر من در ريختن آن خون با آنها شركت داشتهام آنها نيز سهمى از كيفر مىبرند و در صورتى كه بدون شركت من ريختهاند حق كيفر ديدن به عهده خود ايشان نه ديگرى است . . . » سخن ابن عباس را نيز شنيديم كه ميگفت : « طلحه و زبير دو نفرى هستند كه كار را بر او سخت گرفته و به آن سرنوشت دچارش ساختند . » و سخن عمار ياسر را در نطقى كه ميگفت : « طلحه و زبير نخستين كسانى بودند كه بناى حمله به عثمان را گذاشتند و آخرين كسانى كه دستور ( حمله و قتل او را ) صادر كردند . » و سخن سعيد بن عاص را به مروان كه « اينها كه همراه تواند قاتل عثمانند ، ايندو مرد : طلحه و زبير ، عثمان را كشتند و قصد داشتند خود را به حكومت برسند ، اما چون شكست خورده و به مقصود نرسيدند با خود انديشيدند كه خون را با خون مىشوئيم و گناه را با گناه مىزدائيم . »
اما سعد بن ابى وقاص همان كسى است كه ديديم ميگويد : « ما دست از يارى عثمان باز داشتيم در حالى كه اگر مىخواستيم او را از آن سرنوشت نجات داده بوديم ، ولى عثمان ( رويهء اسلامى حكومت و اداره را ) تغيير داده و دگرگون گشت و كار خوب كرد و كار بد . بنابر اين ما اگر درست عمل كرديم كه خوب كرديم و در صورتى كه بد كردهايم از خدا آمرزش مىطلبيم . »
ساير اصحاب را كه جاعلان اين روايات تاريخى ادعا كردهاند فرزندانشان را به يارى عثمان فرستادهاند بايد به اصحاب و شخصيتهاى فوق الذكر افزود ، كه اجماع و اتفاق نظرشان را در مخالفت و مبارزه با عثمان بيان كرديم و گفتيم جز سه تن از آنها در مخالفت با وى همداستان بودهاند . با اين وصف آيا معقول است كه خود تا اين اندازه
الغدير ( فارسي ) — صفحة 95
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٩٥