خورده است . چه كسى ممكن است پس از مطالعهء تاريخ درست و شنيدن بانگ عائشه كه « نعثل را بكشيد ، خدا او را بكشد ، زيرا او كافر گشته است » و سخنان بسيار ديگر كه در اين جلد گذشت به حرف دروغسازان اعتنائى نمايد ؟ ! هر كه در تاريخ اسلام مطالعه داشته باشد ميداند كه طلحه چقدر فعاليت شديد عليه عثمان داشته و در كشتنش بسيار همت نموده است و روز جنگ خانهء عثمان روى خود پوشانده و تير اندازى ميكرده است و قبلا او بوده كه آب را به روى وى بسته و مردم را از بام خانهء ابن حزم انصارى بالا برده و از ديوار به خانهء عثمان در آورده است و باز او بوده كه نگذاشته در گورستان مسلمانان دفنش كنند و بر سر راه جنازه اش جمعى را به كمين نشانده تا سنگبارانش كنند ، و همان كسى است كه مروان بن حكم او را كشت و به ابان بن عثمان گفت در عوض تو يكى از قاتلان پدرت را بقتل رساندم ، و همان است كه امير المؤمنين مولاى متقيان ( ع ) دربارهء او و رفيقش گفت : طلحه و زبير ساده ترين كارشان در حق عثمان اعمال خشونت بود و ملايمترين حرفشان دشنام و تندگوئى .
طلحه اگر چنان بود كه دروغسازان و جاعلان روايت ادعا ميكنند اين فرياد عثمان چه معنى دارد كه « خدايا ! خودت چارهء طلحه را بساز ، زيرا اينها را به حمله بر من واداشته و بر انگيخته است » يا اين حرفش كه « واى از دست طلحه ! كه آنهمه سيم و زر به او بخشيدم و او ديگران را به ريختن خونم تحريك مىكند . خدايا ! نگذار كه از كارش بهره بردارد و نتيجه بگيرد و بگذار عواقب تجاوز مسلحانه اش گريبانگيرش شود . » ؟
هنوز اين گفتهء زبير در گوش خلق طنين انداز است كه « او را بكشيد ، زيرا دينتان را دگرگون كرده است » و « بدم نميآيد كه عثمان گرچه كار از كشتن فرزندم شروع شود به كشتن رود . عثمان فرداى رستاخير لاشه اى بر صراط خواهد بود » و اين گفته اش به عثمان كه « در مسجد رسولخدا ( ص ) گروهى هستند كه از ستمهائى كه از تو ميرود ممانعت ميكنند و تو را مؤاخذه كرده ميخواهند بر راه اجراى قانون اسلام بدارند . . . »
هنوز حرف سعد بن ابى وقاص در صفحات تاريخ ثبت است « كه او را شمشيرى كشت كه عائشه بر آورد و طلحه تيز كرد و على به زهر آلود . » پرسيدند زبير چه
الغدير ( فارسي ) — صفحة 72
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٧٢