تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
اقامهء نماز ميت بر جنازهء عثمان جلوگيرى كرده‌اند ابو عمر در « استيعاب » از قول هشام بن عروه بنقل از پدرش آورده است . ميگويد : جماعتى از انصار به حاملين جنازهء عثمان برخوردند و با آنها جنگيدند تا جنازه را به زمين انداختند . بعد عمير بن ضابى لگد بر شكمش زده ميگفت : من كافرى را نديده‌ام كه شكمى به اين نرمى داشته باشد ! - و او نسبت به عثمان از همهء مردم تندروتر بود - و ميگفت : ( پدرم ) ضابى را به من نشان بده ! پدرم را زنده كن تا ببيند كه عثمان در چه حال است ! » ابن قتيبه مينويسد : « عمير بن ضابى آمده پا بر شكمش ماليد . » ( 1 ) بلاذرى مينويسد : « عثمان درحش كوكب - كه نخلستانى متعلق به مردى در گذشته و قديمى بود بنام كوكب - دفن شد . بعد از دفن او مردم نزد على ( ع ) آمده با او بيعت كردند . خواستند عثمان را در بقيع دفن كنند عده اى از دفنش در آنجا جلوگيرى كردند از جملهء آنجماعت اسلم بن بجرهء ساعدى است ، و گفته‌اند جبلة بن عمرو ساعدى بوده است . ابن دأب گفته است : مسور بن مخرمه بر جنازهء عثمان نماز خوانده است . مدائنى از وقاصى و او از زهرى نقل مىكند كه از دفن عثمان جلوگيرى شد . پس ام حبيبه ( همسر پيامبر ص ) بر در مسجد ايستاده گفت : بگذاريد ما اين مرد را دفن كنيم ، و گرنه جامهء پيامبر خدا ( ص ) را بيرون ميآورم . در نتيجه ، اجازه دادند تا او را دفن كنند . و از قول ابى زناد آورده است كه نائله همسر عثمان شبى كه او را دفن كردند با چراغى همراه جنازه بيرون آمد و گريبان دريده فرياد ميزد : آه بر عثمان ! آه بر امير المؤمنين ! جبير بن مطعم به او گفت : چراغ را خاموش كن مگر نمىبينى چه كسانى روبروى در ايستاده‌اند ؟ پس چراغ را خاموش كرد . به بقيع رسيدند . جبير بر جنازه نماز خواند و حكيم بن حزام و ابو جهم و نيار بن مكرم و نائله و ام البنين - دو همسر عثمان - از پى او نماز گزاردند . نيار و ابو جهم و جبير به داخل گودال رفتند . چون دفنش
هامش
( 1 ) الشعر و الشعراء 128 .