تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
وقتى نعش را حمل ميكردند تابوتش را سنگباران كردند و خواستند آن را واژگون سازند . خبر به على ( ع ) رسيد . پيغام داد كه دست از آن بدارند . دست از آن بداشتند . پس جنازه را در « حش كوكب » دفن كردند . هنگامى كه معاوية بن ابى سفيان بر مردم چيره گشت دستور داد آن باغ را ويران ساختند تا آن قطعه زمين به « بقيع » ( گورستان معروف مدينه ) متصل شد ، و دستور داد مردم مردگان خويش را در اطراف گور عثمان دفن كنند تا بتدريج آن گور به آرامگاههاى مسلمانان متصل و ملحق گشت . » طبرى از قول ابى كرب - كه خزانه دار عثمان بوده است - مينويسد : « عثمان - رضى اللَّه عنه - را اوائل شب دفن كردند . جنازه اش را كسى جز مروان بن حكم و سه تن از نوكرانش و دختر پنجمين او مشايعت نكرد . دخترش نوحه سر داد و بصداى بلند گريست . مردم سنگ بر گرفته فرياد زدند : نعثل ! نعثل ! و نزديك بود دختر عثمان سنگباران شود . بعد داد زدند : به طرف باغ ! به طرف باغ ! ناچار كنار باغى خارج ( گورستان مسلمانان ) دفن شد . » از قول عبد اللَّه بن ساعده مينويسد : « عثمان بعد از كشته شدن دو شب بر جاى ماند و نمىتوانستند دفنش كنند . آنگاه چهار نفر جنازه اش را حمل كردند : حكيم بن حزام ، جبير بن مطعم ، نيار بن مكرم ، و ابو جهم ابن حذيفه . وقتى جنازه را زمين گذاشتند تا بر او نماز ( ميت ) بگزارند چند تن از اصحاب پيامبر ( ص ) آمده آنان را از نمازگزاردن بر او منع نمودند . از جمله اسلم بن اوس بن بجرهء ساعدى و ابو حيهء مازنى با عده اى ، و آنها را از دفن او در بقيع منع كردند در اينوقت ابو جهم گفت : او را دفن كنيد ، خدا و فرشتگانش بر او نماز خوانده و درود فرستاده‌اند . آنان گفتند : نه به خدا قسم بهيچوجه نميگذاريم در گورستان مسلمانان دفن شود . ناگزير او را در » حش كوكب « دفن كردند . هنگامى كه بنى اميه به سلطنت رسيدند آن بستان را ضميمهء بقيع كردند ، و امروزه گورستان بنى اميه است . » طبرى از قول عبد اللَّه بن موسى مخزومى مينويسد : « چون عثمان - رضى اللَّه عنه - كشته شد خواستند سرش را از تن جدا كنند ، نائله و ام البنين خود را به روى او
الغدير ( فارسي ) — صفحة 38 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)