تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
استنباط حكم به اشتباه رفته است ، و به همين جهت اهانت و دشنام به عبد الرحمن بن ملجم را جايز نداند . ( 1 ) حقكشى تبهكارانه دفاعى است كه قاضى حسين شافعى از عمران بن حطان - مدح كنندهء ابن ملجم - مينمايد ، از كسى كه در ستايش قاتل امير المؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) چنين ميسرايد : به به ! به ضربه اى كه مرد پرهيزگارى زد و هيچ مقصودى ، جز اين نداشت كه خشنودى خداى متعال را بدست آرد چون گاه به يادش مىافتم مىبينم ، در ميزان خدا از همهء موجودات روى زمين پر ثوابتر است قاضى حسين شافعى ميگويد : چون عمران بن حطان ، صحابى بوده لعنت كردنش جايز نيست . ( 2 ) و نميداند ابن حطان صحابى نبوده و مدتها پس از پيامبر ( ص ) متولد گشته و از رؤساى خوارج است كه پيامبر اكرم ( ص ) قيام تجاوز كارانهء آنها را پيشگوئى و خودشان را لعنت فرستاده است . حقكشى دردناك اين است كه دامن پليد معاويه را از آلايش ربا خوارى و ميگسارى و جنايات و تبهكاريهايش و كشتن هزاران تن از مردان صالح و پاكدامن امت محمد ( ص ) با يك حرف و اين كه « مجتهدى خطاكار بوده است » ميخواهند پاك نمايند . ( 3 ) و اين كه جرائم يزيد - مجسمهء ميگسارى و تبهكارى - را نديده انگاشته و براى جنايات كفر آميزش عذر و بهانه بتراشند و با اين حرف كه او « امامى دچار اشتباه بوده است » از تكفير و لعنش جلوگيرند و او را مسلمانى بشمارند كه هنوز كفرش به ثبوت نرسيده است ! ( 4 ) و از اين گونه پشتيبانىها و مدافعات از آن قماش تبهكاران كافر مسلك و در
هامش
( 1 ) رك : جلد اول . ( 2 ) اصابه 3 / 179 . ( 3 ) الفصل ، ابن حزم 4 / 89 - تاريخ ابن كثير 7 / 279 . ( 4 ) تاريخ ابن كثير 8 / 223 - 13 / 9 .