از بد خواهيش بپيرايد . ( 1 ) معاويه با عبد الملك بن مروان ، يا هر دو به ابن عباس دستور ميدهند اسم و لقب پسرش را كه على نام داشته تغيير دهد . ( 2 ) و على بن جهم سلمى پدرش را بد ميگفته كه چرا اسمش را على گذاشته است . ( 3 )
شما را به خدا بگوئيد كدام مسلمان نيكوكار و راسترو غير از نخستين مسلمان - على ( ع ) - بوده كه دشمنانش را ، كسانى را كه به او دشنام داده و بد گفته و لعنت فرستاده و به خصومتش كمر بسته و خوار گذاشته و كشته باشند تبرئه نمايند و در تبرئه و توجيه كارشان بگويند آنها مجتهد و صاحب تفسير و استنباط خاص خويش بودهاند و به همين جهت مستحق هيچگونه انزجار و اهانت و كيفرى نيستند ؟ !
بگوئيد كداميك از فرزندان اسلام غير از زاده كعبه ، پسر فاطمه بوده است كه شيعه و پيروان و خاندان و دوستدارانش را در جامعه سزاوار دشنام بدانند و مستحق لعنت و قتل و اسارت و زدن و شكنجه و اهانت و حبس در سياهچالها و زندانها ، و با آنان بدترين رفتارها را بكنند و دنيا را با همهء فراخيش برآنان تنگ گيرند ؟ !
نهايت حقكشى و بى انصافى اين است كه « ابن حجر » از موجودى مثل حكم بن - ابى العاص - لعنت شده و تبعيدى پيامبر ( ص ) - باستناد صحابى بودنش دفاع كند و اجازه ندهد كسى او را بخاطر زشتكارى و گناه و جرائمش بد بگويد و محكوم سازد ( 4 ) گستاخى در پايمال كردن حق اين است كه « ابن حزم » از عبد الرحمن بن ملجم - قاتل امير المؤمنين على ( ع ) - باستناد اين حرف پوچ دفاع كند كه او مجتهدى بوده كه در
هامش
( 1 ) رك : همين جلد .
( 2 ) تاريخ طبرى 8 / 230 - حلية الاولياء 3 / 207 - الكامل ، مبرد 2 / 157 - عقد الفريد 3 / 286 - تاريخ الكامل ابن اثير 5 / 78 - تاريخ ابن خلكان 1 / 350 - تهذيب التهذيب 7 / 358 - شذرات الذهب 1 / 148 .
( 3 ) لسان الميزان 4 / 210 .
( 4 ) رك : جلد هشتم .