تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
گردد و سنگ بر حاملين جنازه اش ببارد تا ترسان جنازه را به گودالى بچپانند و مشتى خاك بر آن ريخته بگريزند ؟ ! « چه كسى ستمكارتر از آن است كه به خدا دروغ ميبندد تا مردم را بدون علم بفريبد ، و خدا ميداند كه آنها حتما دروغگويند » . ( 1 ) 50 - روايتى است كه ميگويد : « عثمان بن عفان ديد شب ازدواج على - رضى اللَّه عنه - با فاطمه - رضى اللَّه عنها - زره على را ميخواهند به چهارصد درهم بفروشند . گفت : اين زره على قهرمان اسلام است ، هرگز نبايد فروخته شود . آنگاه چهارصد درهم به مستخدم على پرداخته او را قسم داده كه جريان را به على نگويد ، و زره را همراهش برگرداند . چون عثمان صبحگاهان سر از خواب بر داشت در خانهء خويش چهارصد كيسه يافت در هر كيسه چهارصد درهم بر هر يك نوشته : اين درهمى است كه خداى رحمان سكه زده براى عثمان بن عفان . فرشتهء وحى اين را به پيامبر ( ص ) اطلاع داد ، و پيامبر فرمود : گوارا بادت اى عثمان ! » امينى گويد : اين را حلبى در « سيرهء پيامبر ( ص ) » آورده است ( 2 ) و ميگويد در فتاواى جلال الدين سيوطى آمده كه از او دربارهء صحت اين روايت پرسيده‌اند و جواب داده كه « آن صحت ندارد » . و راست گفته است ، زيرا خود روايت دلالت دارد بر اين كه دروغ است و ساخته و جعلى . در جلد پنجم در بررسى يك سلسله روايت جعلى ديديم كه ابن درويش الحوت ميگويد : اين روايت ، دروغى جنايت آميز است .

زنجيرهء ستايشها و فضائل ساختگى عثمان را با اين يك ختم مىكنيم :

جردانى در كتاب « مصباح الظلام » مينويسد : « كسى كه نامهاى زير را بنويسد و با آبى كه بر روى نوشته ميريزد روى خويش بشويد هرگز كور نخواهد گشت ، و
هامش
( 1 ) آيهء شريفه اى است . ( 2 ) . 2 / 228 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 294 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)