« رسولخدا ( ص ) به عثمان گفت : تو از دامادها و از ياوران منى ، و پروردگارم با من عهد بسته كه تو با من در بهشت باشى » .
ذهبى در « ميزان الاعتدال » در شرح حال عبد الواحد مينويسد : « اين روايتى باطل و بى اساس است كه ازدى آن را آورده است » . ( 1 )
48 - طبرانى روايتى ثبت كرده ميگويد بكر بن سهل به ما گفته است كه محمد بن عبد اللَّه بن سليمان خراسانى از عبد اللَّه بن يحيى اسكندرانى و نيز ابن مبارك از معمر از زهرى از سالم از پدرش روايت كرده است ، ميگويد : « وقتى عمر ضربه خورد و فرمان تشكيل شورا را صادر كرد دخترش حفصه پيش او آمده گفت : پدر ! مردم ميگويند اينهائى كه تو به عضويت شورا در آورده اى مورد رضايت نيستند . عمر گفت : مرا تكيه بدهيد . او را تكيه دادند . گفت : ممكن است دربارهء عثمان بگوئيد ( كه مورد رضايت ما نيست ) . من از پيامبر خدا ( ص ) شنيدم كه ميفرمود : عثمان چون بميرد فرشتگان آسمان بر او نماز ميگزارند ( يا درود ميفرستند ) . پرسيدم : فقط براى عثمان يا براى همهء مردم ( درود ميفرستند ) ؟ گفت : نه ، فقط براى عثمان . . . ( تا آخر روايت كه در آن براى هر يك از شش عضو شورا فضيلت و افتخارى نقل مىكند ) . ( 2 )
ذهبى در « ميزان الاعتدال » در اين باره ميگويد : روايتى است جعلى و ساختگى .
ابن حجر نيز در « لسان الميزان » ميگويد : جعلى بودنش از خودش هويدا است .
امينى گويد : ما بر گفتهء آنها مىافزائيم : بكر بن سهل دمياطى را - چنان كه ذهبى ميگويد : نسائى ضعيف و سست روايت شمرده است و در « لسان الميزان » آمده كه از جعليات وى اين سخن است : « روز جمعه اى زود برخاسته تا عصر هشت قرآن ختم كردم » اين را بشنو و حيرت كن . مسلمة بن قاسم ميگويد : مردم دربارهء او حرفها زدهاند و او را بخاطر روايتى كه از زبان سعيد بن كثير نقل كرده جاعل و روايتساز
هامش
( 1 ) . 2 / 158 .
( 2 ) لسان الميزان 5 / 226 .