عبيد بن رفاعهء زرقى بسوى او آمد تا او را سر ببرد . . . ( تا آخر ماجرا همانطور كه از ابن سعد نقل شد ) . »
از قول حسين بن عيسى بنقل از پدرش مينويسد : « چون سه روز از عيد قربان سپرى گشت دور خانهء عثمان - رضى اللَّه عنه - را گرفتند ، و او هيچ نپذيرفت جز اين كه بر حكومت بماند و بر رويه اش ، و به لشكريان و نزديكانش پيام داد تا گرد آمدند بعد ، يكى از اصحاب پيامبر ( ص ) بنام نيار بن عياض كه پيرى سالخورده بود برخاسته عثمان را صدا زد . عثمان از فراز خانه اش نمايان گشت و او را به خدا سوگند داد كه آنان را دور سازد . در حالى كه نيار بن عياض داشت جواب عثمان را ميداد يكى از ياران عثمان او را به تير زد و گشت ، و پنداشتند كسى كه تير انداخته كثير بن صلت كندى بوده است . پس به عثمان گفتند : قاتل نيار بن عياض را به ما تسليم كن تا او را بكيفر قتلى كه كرده بكشيم . گفت : حاضر نيستم مردى را كه به من در حالى كه ميخواهيد مرا بكشيد يارى كرده بكشتن دهم . چون وضع را چنين ديدند به در خانه اش هجوم برده آن را آتش زدند . مروان بن حكم از خانهء عثمان با گروهى به آنان حمله كرد و سعيد بن عاص با گروهى ديگر حمله آورد و مغيرة بن اخنس ثقفى با گروهى ديگر . و جنگ شديدى در گرفت . آنچه باعث تسريع و تشديد جنگ گشت اين بود كه بايشان خبر رسيد نيروئى از اهالى بصره به يارى عثمان آمده و به » صرار « از توابع مدينه كه يكشب راه با آن فاصله دارد رسيده و اهالى شام نيز بسوى مدينه رهسپار گشتهاند . پس با آنان نبردى سخت بر در خانه كردند . مغيرة بن اخنس ثقفى در حالى كه سرود جنگى ميخواند به مردم حمله آورد و از اين طرف عبد اللَّه بن بديل بن ورقاء خزاعى در حالى كه سرود رزمى ميخواند بر او تاخت و او را كشت . رفاعة بن رافع انصارى به مروان حكم حمله برده با يك ضربه او را در غلتاند و چون مىپنداشت او را كشته است دست از او كشيد . عبد اللَّه بن زبير چندين زخم برداشت . جماعت مدافعان عثمان در همشكستند و به كاخ پناه برده بر در آن سنگر گرفتند و در آنجا جنگى سخت كردند . در نبردى كه بر در خانه صورت گرفت
الغدير ( فارسي ) — صفحة 28
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٨