بزرگ را كه همه از معاريفند و مشهور ، و هيچكس تا به حال نسبت ناروائى را كه ابن ابى حبيب به آنان داده به يكى از ايشان نداده است ، و كسى را جرأت و ياراى اين نبوده است . آنچه ابن ابى حبيب دربارهء آن جمعيت عظيم و شهير و پرشكوه « كشف » كرده چطور بر اصحاب و تابعان و مردم آگاه و خردمند پوشيده مانده است ؟ ! چطور شد فقط او تنها فهميد و نه هيچكس ديگر ؟ !
وانگهى ما جمعى از آنان را ميشناسيم و شك نداريم و نه هيچ خردمندى ترديد دارد كه از كمال عقل و درايت برخوردار بودهاند و تا جانسپرده يا بشهادت رسيدهاند ستارگان آسمان علم و دانائى بودهاند مثل عمار ياسر و مالك اشتر ، كعب بن عبده ، زيد بن صوحان ، صعصعة بن صوحان ، عمرو بن بديل و رقاء ، محمد بن ابى بكر ، و عمرو بن حمق ، و بسيارى ديگر نظيرشان كه از رجال « صحاح » و مسندهاى اهل سنتاند و دانشمندان فراوان حديث از طريق ايشان ثبت كرده و « صحيح » دانستهاند ، و هيچيك از حديثشناسان صحت آن احاديث را منوط به اين ننموده كه از دورهء پيش از « ديوانگى » ايشان بوده باشد ! و نه اشاره اى به اين هست كه فلان حديث از دورهء بعد از « ديوانگى » فلان شخصيت يا صحابى است !
هرگاه لفظى را كه قرمانى آورده سند قرار دهيم وضع بدتر خواهد شد . در آنصورت اگر نگوئيم همهء اصحاب و مهاجران و انصار لااقل بخش اعظم ايشان و بزرگان اصحاب و مهاجران و انصار از شمار ديوانگان مستثنى نخواهند بود ، زيرا همه به قتل عثمان « اشاره » داشتند و پيشاپيش همه طلحه و زبير و عمرو بن عاص و عائشه ام المؤمنين !
به حقيقت سوگند كه نابخرد آن كسى است كه صفحهء تاريخ را با چنين حرفهاى مسخره و رسوائى ميآلايد و سياه ميگرداند مگر فضيلت و كرامتى براى كسانى دست و پا كند كه خدا در قرآن شجرهء آنها را معرفى كرده است . و خداى دادگر به حسابشان خواهد رسيد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 267
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٦٧