ببينم كه با آن ازدواج صورت گرفته يا در استانها ( به صورت املاك و اموال خريدارى شده ) پراكنده گشته است به وضع اصليش باز خواهم آورد . » ( 1 )
كجا بذل و بخششهاى عثمان به نظر على بن ابيطالب مشروع و روا بود كه او را بخاطرش بستايد و نيكوكارترين و خويشاونددارترين فرد بشمارد . در جلد هشتم ديديم كه بريز و بپاشهايش چه بوده و از كجا و براى كه ، دگر باره ملاحظه كنيد و به ياد آوريد تا حقيقت روشن گردد و رسوائى اين روايت ساختگى هويداتر !
43 - ابن عساكر از يزيد بن ابى حبيب روايتى ثبت كرده و سيوطى هم در تاريخ - الخلفا آورده است . ( 2 ) ميگويد : « چنين به اطلاعم رسيده كه همهء كاروانى كه به طرف عثمان ( از شهرستانها ) سرازير گشتند عموما ديوانه شدند . » قرمانى در كتاب « اخبار الدول » به اين عبارت آورده است : « همهء كسانى كه به كشتن عثمان اشاره كرده و دستور دادند ديوانه شدند » . ( 3 )
امينى گويد : آيا گفتن اين حرف ، خود نوعى ديوانگى نيست ؟ ! نخست عقل « يزيد بن ابى حبيب » را تماشا كنيد و سپس عقل آن جماعت از حافظان حديث را كه چنين ياوهء ديوانه وار را در شمار فضائل و كرامات عثمان ثبت كردهاند ! گمان ميكنم ابن سعد كه در شرح حال يزيد بن ابى حبيب نوشته : « او آدم بردبار و عاقلى بوده است » به اين خاطر بوده كه ميدانسته هر كس اين روايت او را بخواند و ببيند بيدرنگ در عقل وى شك مىكند ! اما وقتى تاريخ روايت وى را ثبت كرده و در معرض ملاحظهء خردمندان قرار داده حرف ابن سعد چه دردى را ميتواند دوا كند يا بى عقلى يزيد بن ابى حبيب را كجا ميتواند بپوشاند ؟ ! آن كاروان پرشكوهى كه به طرف عثمان سرازير گشت از هر شهر و ديار ميهن پهناور اسلامى جمعيتى را در بر داشت و هزاران تن از رجال شهرهاى
هامش
( 1 ) جلد هشتم .
( 2 ) ص 110 .
( 3 ) حاشيهء تاريخ الكامل ابن اثير 1 / 213 .