تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
محروم ساخت ( 1 ) و ديگر كارهايش را از نظر بگذرانيد . عبد اللَّه بن ابى سرح مرتد شده و به مشركان پيوسته بود . پيامبر ( ص ) در فتح مكه خونش را هدر اعلام كرده و افزود اگر او را زير پردهء كعبه هم يافتيد بكشيد . او گريخته به برادر شيريش - عثمان - پناه برد و عثمان با اينكه وظيفه داشت او را هر جا پيدا كرد بكشد نكشت بلكه پناه داد و پنهان كرد ، و آوردش به حضور پيامبر ( ص ) و برايش تأمين خواست . پيامبر ( ص ) كه مايل به زنده ماندن او نبود مدتى ساكت ماند و انتظار كشيد مگر يكى از حاضران او را بكشد . ( 2 ) پسر عموى مشرك عثمان ، معاوية بن مغيرة بن ابى العاص در نبرد « حمراء الاسد » اسير شده بود . پيامبر ( ص ) دستور داد گردنش را بزنند . او به عثمان پناه جست ، و عثمان برايش تأمين خواست . پيامبر ( ص ) موافقت كرد مشروط بر اينكه سه روزه قلمرو اسلام را ترك كند . لكن او بعد از سه روز هم بيرون نرفته فرارى شد . پيامبر ( ص ) ، عمار ياسر و زيد بن حارثه را به تعقيب او فرستاد و فرمود : در فلان جا او را پيدا خواهيد كرد . آنان او را همان جا يافته كشتند . ( 3 ) اين كار عثمان چقدر شباهت دارد بكارش در مورد « حكم » و پسرش مروان بن حكم دربارهء حكومتش ، و اينكه آن دو را كه توسط پيامبر اكرم ( ص ) به خارج از مدينه تبعيد گشته و لعنت شده بودند ( 4 ) پناه داد و به مدينه باز گرداند و در سايهء حمايت خويش گرفت و بر مسلمانان مسلط كرد . مىبينيم كارهاى اول عثمان با كارهاى آخرش يكى است و دو قسمت زندگيش سر و ته يك كرباسند . اينهاست آنچه از سوابق عثمان و كارهاى بعديش ميدانيم . مىبينيم هيچ كارى نكرده كه ايجاب كند پيامبر اكرم ( ص ) به او محبت نموده و برايش دعاى خير
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به : جلد هشتم . ( 2 ) رجوع كنيد به : جلد هشتم . ( 3 ) سيرهء ابن هشام 3 / 57 - تاريخ ابن كثير 4 / 56 - عيون الاثر ، ابن سيد الناس 2 / 37 و 38 - شرح الاشخر على بهجة المحافل 1 / 213 . ( 4 ) رجوع كنيد به : شرح حال « حكم » و پسرش در جلد هشتم .