و بلند نظرى خويش .
در جريان همان تدارك ، عدهء ديگرى شركت داشته و كمكهائى كردهاند ، اما معلوم نيست چرا فقط عثمان مورد الطاف پيامبر ( ص ) قرار گرفته و دعاى خيرش به او اختصاص يافته است ؟ ! از جمله كسانى كه به تدارك سپاه « تنگدستى » كمك كردهاند عباس بن عبد المطلب است كه گفتهاند نود هزار كمك كرده است ( 1 ) ، و پيامبر ( ص ) فرموده : عباس عموى پيامبرتان بخشنده ترين و گشاده دستترين فرد قريش است و از همه شان دلسوزتر به حال قريش - يا پيونددارتر ( 2 ) بنابر مدارك آنجماعت ، نخستين كسى كه دارائيش را براى كمك به تدارك سپاه اسلام آورده ابو بكر است . پيامبر ( ص ) از او مىپرسد : چيزى براى خودت نگهداشته اى ؟ ميگويد : خدا و پيامبرش را نگاه داشتهام ! ( 3 ) بفرض كه دارائى ابو بكر اندك بوده باشد ، لكن ميدانيم كه همهء هستيش را - در صورت صحت آن روايت - بذل و بخشش كرده است و اين كمال بخشندگى است و گفتهاند « كمال الجود بذل الموجود » ! پس چرا با وجود اين و با اينكه پيامبر ( ص ) خود را بيش از هر كسى ممنون ابو بكر ميدانسته و بنا بر روايت احمد حنبل ( 4 ) فرموده :
« هيچكس با مال و جانش بيش از ابو بكر بن ابى قحافه بر من منت ننهاده است ، » ابو بكر را مورد لطف و دعاى خير خويش قرار نداد ؟ ! بعلاوه بسيارى از مورخان شمارهء سپاه « تنگدستى » راسى هزار نفر و ده هزار اسب و دوازده هزار شتر دانستهاند و به نظر ابو زرعه هفتاد هزار نفر و بروايتى چهل هزار نفر بوده است ، و كمكهاى مالى عثمان كفاف به تجهيز و تدارك چنان سپاهى را نميداده است و چنين بر مىآيد كه عدهء ديگرى در تدارك آن كمك كرده باشند . پس چرا آنان را از دعاى خير محروم كرد و دعايش را از آنميان به عثمان اختصاص داده ؟ ! جواب اين سئوال را من ميدانم .
جوابش اين است كه عثمان پس از افتادن به خاك ذلت و بيكسى و پس از مرگش
هامش
( 1 ) امتاع مقريزى 446 .
( 2 ) مستدرك حاكم 3 / 328 .
( 3 ) تاريخ ابن عساكر 1 / 110 - شرح المواهب ، زرقانى 3 / 64 - سيرهء حلبى 3 / 145 .
( 4 ) مسند 1 / 270 .