كند . چنان كه ثابت مىنمايد هيچيك از اين كارها نميتواند شرايط و احوالى براى عثمان پيش آورد كه پيامبر ( ص ) در آن دست دعا به آسمان فرا برده و براى عثمان خير و خوشى و پاداش بطلبد . و هر چه در اين زمينه ساختهاند پوچ است و از حقيقت بدور ، و بافتههاى دورهء امويان است .
آرى ، گفتهاند پيامبر ( ص ) در موقع تدارك سپاه « تنگدستى » در حق عثمان چندين دعا كرده است . ممكن است شيفتگان عثمان و آنها كه مردهء او هستند موجب و سببى براى چنين دعاهاى ادعائى بتراشند . اما انسان محقق و وارد ميداند كه همهء رواياتى كه حكايت از دعاهاى پيامبر ( ص ) دربارهء عثمان مينمايد سست و درهم و بىاساس است ، يا رجال سندش « ضعيف » اند يا روايت « مرسل » و ناتمام است و مضمونهاى متفاوت و متعارضى دارد در اين كه جريان تدارك آن سپاه چگونه بوده و عثمان چقدر انفاق و كمك كرده است ، و تعارض آنها بقدرى است كه بطلان آنها را ثابت مينمايد .
مثلا ابن هشام روايت مىكند كه « عثمان بن عفان در تدارك آن سپاه مبلغ هنگفتى كمك كرد كه هيچكس كمك نكرده است . كسى كه طرف اعتماد من مىباشد برايم اينطور نقل كرده كه عثمان بن عفان در غزوه تبوك براى تدارك سپاه تنگدستى يكهزار دينار كمك كرده است . . . » ( 1 )
طبرى ، قسمت اول گفتهء ابن هشام را گرفته و روايتش را نقل ناكرده رها ساخته است .
كلبى ، چنان كه در « اسباب النزول » واحدى آمده ( 2 ) ، بطور « مرسل » ، چنين روايت كرده كه « عثمان يكهزار شتر با پالانش كمك كرد » .
قتاده بطور « مرسل » ميگويد : « يكهزار شتر و هفتاد اسب كمك كرد » .
بلاذرى با سندى « ضعيف » و بطور « مرسل » ميگويد : « هفتاد هزار
هامش
( 1 ) سيرهء ابن هشام 4 / 172 .
( 2 ) ص 61 .