تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
باشد و خواه سر از حكم خدا بپيچد از شر مردم و مخالفانش در امان بماند ؟ ! بفرض كه چنين دعائى را جايز هم بدانيم باز مسلم است كه اجابت نگشته است . تازه زنده ماندن چنين موجودى چه فائده اى دارد ؟ ! مردى كه نه تنها در هيچ كار خيرى نميتوان از او سر مشق گرفت و در اجراى تعاليم دين از او پيروى كرد بلكه دوام عمرش دوام گنهكارى و شرارت است و مايهء فرو رفتن در منجلاب شقاوت . يا دعا ميكرد كه خدا به او ثروت و مكنتى بدهد تا زندگى خودش را به خوشى بگذراند و همدستان و طرفدارانش در عيش و عشرت بسر برند گرچه از راه تبعيض و محروم كردن مسلمانان از حقشان و انحصارگرى باشد و با نقض قوانين اقتصادى اسلام ؟ ! مگر چنين دعائى شرعا جايز است يا عقل سليم اجازه ميدهد كه براى توفيق كسى در تبهكارى و غارتگرى و عشرت بلهوسانه دعا كنند ؟ ! يا دعا ميكرد كه به خلافت نائل آيد ؟ ! البته اگر چنين چيزى راست باشد دعايش مستجاب گشته و عثمان به خلافت رسيده است . اما مسلم است كه پيامبر اكرم با احاطهء علميش بر حوادث آينده ميدانسته كه اگر عثمان به حكومت برسد كارهائى خواهد كرد كه با دين و شريعت و خرد مغايرت دارد و حاصلى ببار نميآورد جز سستى اعتقادى مردم و از بين رفتن شكوه و عظمت پيشوائى ، و تزلزل اركان نظام جامعهء اسلامى ، و بى اعتمادى مردم به يكديگر ، و سست شدن پيوندها و مناسبات اجتماعيشان ، و توهين شخصيتهاى بارز جامعه و اصحاب عظيم الشأن او ، و تعطيل احكام و قوانين اساسى ، و تخطى از حدودى كه خدا در امور مقرر داشته است و « كسانى كه از حدود الهى تخطى نمايند آنها همان ستمگرانند » ( 1 ) ، و اينها همان چيزهاست كه اصحاب پى برده و در نتيجهء آن به عثمان تاخته‌اند . بنابر اين پيامبر اكرم چه احتياجى به چنين « خليفه » اى داشته است ؟ ! اينها احتمالاتى است كه در مضمون دعاى مفروض و ادعائى ميتوان داد و فرضياتى كه در آن باره مىشود طرح كرد . اما دو سؤال ديگر بر جا ميماند و مطرح . يكى موجب دعا ، و ديگرى شرايط و اوضاعى كه در آن انجام شده است . مسألهء اول اين است كه چه چيز
هامش
( 1 ) آيهء شريفه .