عباس تكيه داده بود و دست ديگر را بر شانهء مردى ديگر و پاهايش به زمين كشيده ميشد از خانه بدر شد .
عبيد اللَّه بن عتبه مىافزايد : اين مطلب را به ابن عباس گفتم . به من گفت :
ميدانى آن مرد ديگر كه عائشه اسمش را نبرده كه بوده است ؟ او على ( ع ) بوده ولى عائشه دل خوشى از او نداشته است . ( 1 )
همين روايت را بخارى در « صحيح » خويش ثبت كرده ( 2 ) اما اين سخن ابن عباس را كه « ولى عائشه دل خوشى از او نداشته است » را حذف نموده است ، و اين رويهء بخارى است در هر موردى كه حقيقت و مطلب با مذاق و غرضش جور نميآيد .
آرى ، عائشه دلش بار نميدهد كه اسم على را به زبان آورد و از او به نيكى ياد نمايد ، اما هم او گوش به فحشهائى كه به على داده مىشود ميسپارد و از بدگوئى او خوشحال مىشود و طرف را از اين كار زشت باز نميدارد ، چنان كه روايتى « صحيح » با سندى كه همهء رجالش « ثقه » و مورد اعتمادند و احمد حنبل ثبت نموده حكايت مىكند : عطاء بن يسار ميگويد : « مردى نزد عائشه آمده شروع به بدگوئى از على و عمار - رضى اللَّه عنهما كرد . عائشه گفت : دربارهء على چيزى به تو نميگويم ولى دربارهء عمار بايد بگويم كه از پيامبر خدا ( ص ) شنيدهام كه در حقش ميگفت : نميشود ميان دو كار مخير شود و آن را كه به دين نزديكتر باشد اختيار ننمايد . » ( 3 )
چرا اى مادر ! اى مادر مؤمنان ! نبايد جلو بدگوئى به على عليه السلام را بگيرى ؟ ! آيا از همسرت در فضائل على ( ع ) حتى يك حديث از آنگونه كه در حق عمار ياسر هست نشنيده اى ! ؟ آيا در قرآن آنقدر آيه در حق على ( ع ) كه به آن حديث دربارهء عمار بيارزد نيافته اى ؟ ! در حالى كه خوب ميدانى برترى على بر عمار ياسر
هامش
( 1 ) مسند 6 / 228 .
( 2 ) باب جد المريض ان يشهد الجماعة .
( 3 ) مسند احمد حنبل 6 / 113 .