تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
خاندان پاك رسول اكرم است بناى رد و قبول ، و نقد و جرح و تعديل را ميگذارد و حدى هم براى تاخت و تازش نميشناسد . آيا از كسى چون او پوشيده مانده كه مسلمة بن قاسم درباره حسين عكى - از رجال سند آن روايت دروغين - ميگويد : « او ناشناس است » ؟ يا بوجود حماد بن مبارك آن مجهول ناشناس در سند روايت اهميتى نميدهد ، يا سخن بخارى را دربارهء عبد اللَّه بن ميمون كه سخنش بر باد است نشنيده است يا سخن ابو زرعه را كه حديثش پوچ است و سخن ابى حاتم و ترمذى را كه حديثش ناشناخته و نادرست است يا گفتهء ابن عدى را كه عموم رواياتش قابل پيروى نيست و نظر نسائى را كه « ضعيف » و سست روايت است يا سخن ابى حاتم را كه از اشخاص مشهور روايات بى اساس نقل مىكند و به روايتى كه او تنها آورده باشد نميتوان استناد كرد ، يا گفتهء حاكم را كه روايات جعلى نقل مىكند و سخن ابو نعيم را كه روايات نامعلوم و نادرست داشته است ؟ ! ( 1 ) شايد خطيب مايل نيست وضع ناجور اسماعيل بن اميهء عبثمى اموى را كه پسر عموى عثمان است و بنفع پسر عمويش روايت جعل كرده روشن سازد ، يا تذكار « دارقطنى » او را به هوش نياورده است اين تذكار كه « اسماعيل از ابن جريج روايت نميكند بلكه راوى حقيقى عبارتست از اسماعيل بن يحيى تيمى » ؟ شايد هم خواسته با سكوتش در مورد اسماعيل بن يحيى تيمى ( 2 ) آبروى پدر بزرگش ابو بكر صديق را حفظ كرده باشد و به همين لحاظ اظهار نظر علماى رجال را درباره اش پرده پوشى نموده است مثلا اين سخن صالح بن جزره را كه « او روايت جعل ميكرده است » و گفتهء ازدى را كه « او يكى از اركان دروغسازى است و روايت از وى نشايد » و نظر ابو على نيشابورى و دارقطنى و حاكم نيشابورى كه « او دروغساز است » و سخن حاكم كه « احاديث جعلى روايت كرده است » و گفتهء دارقطنى را كه « او به مالك و ثورى و ديگران دروغ بسته است » و سخن ابن حبان كه « او روايات جعلى را از زبان اشخاص مورد اعتماد نقل مىكند و روايت كردن از وى
هامش
( 1 ) تهذيب التهذيب 6 / 49 . ( 2 ) اسماعيل بن يحيى بن عبيد اللَّه بن طلحة بن عبد الرحمن بن ابى بكر بن ابى قحافه .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 210 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)