پيامبر ( ص ) و عثمان كار ساده و آسانى نيست و نمىتوان آن را به سهولت تصديق كرد ، زيرا هيچگونه تجانسى ميان آن دو وجود ندارد . رفاقت مثل برادرى و همدمى است و هر سه نتيجهء تجانس و هم سنخى اعتقادى و اخلاقى و توافق در رفتار و فضائل ، و اين همانطور كه حديث برادرى دلالت دارد ويژهء على بن ابيطالب ( ع ) بوده است و آن ويژگى را كه در حديث « اى على ! تو برادر من و همدم و رفيقم در بهشتى » ( 1 ) براهين قاطع و اعتبارات درست تأييد و تحكيم مينمايد .
11 - ابو يعلى و ابو نعيم و ابن عساكر ( 2 ) و حاكم نيشابورى ( 3 ) روايتى ثبت كردهاند از طريق شيبان بن فروخ از طلحة بن زيد دمشقى از عبيدة بن حسان از عطاء كيخارانى از جابر بن عبد إله - رضى اللَّه عنهم - به اين مضمون : « ما را عده اى از مهاجران از جمله ابو بكر و عمرو عثمان و على و طلحه و زبير و عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ابى وقاص - رضى اللَّه عنهم - در خانهء ابن حشفة بوديم . پيامبر خدا ( ص ) فرمود : هر يك از شما برخيزد و در كنار همتايش بنشيند . خود پيامبر ( ص ) برخاسته به طرف عثمان رفت و او را در آغوش گرفت و گفت : تو ولى من در دنيا و آخرتى » . حاكم نيشابورى اين را « صحيح » شمرده ولى ذهبى در اين خصوص مىگويد : نظر من اين است كه « ضعيف » است زيرا نام طلحة بن زيد در سند آن هست كه سخنش پوچ است . و از عبيدة بن حسان هم نقل كرده كه او نيز راوى معتبر نيست . سيوطى در « لئالى » ميگويد : « روايتى است جعلى . طلحه روايتش قابل استناد و استدلال نيست . و عبيده روايات جعلى از زبان اشخاص موثق نقل مىكند » ( 4 ) .
محب طبرى آن را در « رياض النضرة » ثبت كرده است ( 5 ) و ابن كثير در تاريخش ( 6 ) ولى مثل همه مواردى كه روايت در تمجيد فضائل كسانى است كه مورد محبت ايشان
هامش
( 1 ) تاريخ الخطيب 12 / 268 .
( 2 ) تاريخ ابن عساكر 7 / 65 .
( 3 ) مستدرك 3 / 97 .
( 4 ) . 1 / 317 .
( 5 ) . 2 / 101 .
( 6 ) . 7 / 212 .