آيا روزى را به ياد ندارى كه من و تو با رسول خدا ( ص ) در فلان جا بوديم و از اصحابش جز من و تو هيچ كس با او نبود ؟ گفت : بله . آنوقت رسول خدا ( ص ) به تو گفت : طلحه ! هر پيامبرى از ميان امتش رفيقى دارد كه در بهشت همدم او است ، و اين عثمان بن عفان - رضى اللَّه عنه - رفيق و همدم من در بهشت است ؟ طلحه گفت : آرى به خدا . آنگاه رو بر تافته برفت . » ( 1 )
حاكم نيشابورى اين روايت را « صحيح » شمرده است . ذهبى ميگويد : درباره قاسم ( كه نامش در سند روايت آمده ) بخارى گفته ، روايت كردنش درست نيست .
و ابو حاتم مىگويد : مجهول و ناشناخته است . ابن حجر در « تهذيب التهذيب » از او ياد كرده و آنچه را ذهبى از بخارى و ابو حاتم درباره اش نقل كرده نوشته است ( 2 ) .
در سند اين روايت نام عبيد إله قواريرى آمده است . بخارى از او فقط پنج حديث ثبت كرده و « مسلم » چهل حديث ( 3 ) . اما احمد بن يحيى يكصد هزار حديث از او نقل كرده است ( 4 ) . بنابر اين ، قواريرى از كسى كه بخارى و مسلم جز چند حديث از او بيش روايت روايت نكردهاند و بعيد هم هست كه رواياتش را نديده باشند چگونه خروارها حديث به ثبت رسانده است ؟ !
همچنين نام ابو عباده زرقى - عيسى بن عبد الرحمن انصارى - هست . ابو زرعه ميگويد : « قوى » نيست . ابو حاتم ميگويد : زشت روايت و سست روايت است و شبيه به متروك و مطرود است . سراغ ندارم يك حديث درست از زهرى نقل كرده باشد .
بخارى و نسائى مىگويند : زشت روايت است . ابن حبان مىگويد : از قول راويان مشهور چيزهاى نادرست و نامعلوم روايت مىكند ، بنابر اين بايستى تركش كرد . عقيلى ميگويد : روايتش پرت و پلا است . ازدى مىگويد : مجهولى زشت روايت است .
ابن عدى مىگويد : عموم رواياتش قابل پيروى نيست . بالاخره ابن حبان ميگويد :
هامش
( 1 ) مسند 1 / 74 .
( 2 ) . 8 / 312 .
( 3 ) تهذيب التهذيب 7 / 41 .
( 4 ) تهذيب التهذيب 7 / 41 .