تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
با عثمان نمييابد و نه وجه شباهت يا خصلت مشتركى . از لحاظ نسب اگر بسنجيم تفاوتشان از زمين تا آسمان است . آن از شجرهء طيبه و پاكى كه ريشه اش ثابت و ابدى است و شاخه اش در آسمان ، و اين از شجرهء ملعونه اى كه در قرآن ياد گشته است . از جنبهء حسب و صفات اكتسابى كه ميسنجيم ميبينيم فاصله شان از اين سوى گيتى تا بدانسو است و بيشتر ! آن بهمهء فضائل و مكارم متصف است و در هر زمينه سرآمد ، و اين بىبهره و تهيدست . ملكات فاضله و روحيات شرافتمندانه و بزرگوارانه را ملاك قرار ميدهيم ، ملاحظه مىشود كه از آن جهت دو طرف تناقض را تشكيل ميدهند . آن خيرخواهى پاكدل است و برترين و بر خلق و خوئى عظيم و پرشكوه ، و اين چنان كه از روى روايات و حقائق تاريخى شناختيم . حتى اگر آنچه را آن جماعت در زمينهء فضائل روايت كرده‌اند جدى بگيريم باز فرق آن دو فاحش خواهد بود . مثلا پيامبر اكرم ( ص ) بموجب رواياتشان - كه گذشت - زانوها و رانها و بين آنها را لخت ميكرده و اهميتى به آن نميداده است ، در حالى كه عثمان بموجب روايت « نيكو » و راستى كه آورده‌اند وقتى هم در خانهء در بسته بود براى شستشو هم كه بود خود را لخت نميكرد از بس پر شرم و با حيا بود ! هرگاه هم سنخى آن دو را از جنبهء ديندارى و عمل به احكامش مورد توجه قرار دهيم تباين و تفاوت جدى آنان كاملا مشهود خواهد بود و چنان كه در آيهء مباركه آمده است : « خدا مردى را مثل زده است كه شركاى ستيزه جوئى دارد و مردى را كه همساز مردى است آيا ايندو بعنوان دو نمونه ، متساوى و همسانند ؟ ! » ( 1 ) آن پيامبرى كه پيام توحيد آورده و خويشتن تسليم خدا ساخته است و نيكوكار است و پروردگارش را خالصانه و زير پرچم لا إله الا اللَّه مىپرستد و آويزهء گوشش اين فرمودهء الهى كه « بگو : خدا . و بعد به حال خود واگذارشان » و ورد زبانش : « توفيق رسانم جز خداى يگانه نيست و به او تكيه مينمايم » . و اين - عثمان - اسير چنگال هوسهاى تنى چند تبهكار : مروان و معاويه و سعيد بن عاص و ديگر امويانى كه از قماش آنهايند ؟ و طبق خواستهاى
هامش
( 1 ) زمر 28 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 177 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)