و استدلال كرد . ابن سعد ميگويد : زياد روايت ميكرده و روايتهائى كه از قول پدرش آورده « ضعيف » و سست شمرده شده است ( 1 ) .
از همهء اينها گذشته ، من از اين رفاقت و همدمى تعجب ميكنم و از اينكه چرا او افتخارش را يافته و نه هيچيك از اصحابى كه در راه اسلام پيش قدم بودهاند و صاحب فضائل و كمالات و كارهاى قهرمانى و بزرگ ، و نه امير مؤمنان و مولاى متقيان همان كسى كه در قرآن « خود » پيامبر ( ص ) شمرده شده و در حديث « برادرى » برادرش و همگونش از لحاظ روحيات و كمالات و ايمان ، آن يگانه مدافعش در نبردها ، كسى كه به صريح آيهء « تطهير » از لحاظ عصمت و پاكى نمونهء بارز شخص پيامبر ( ص ) است و به موجب حديث متواتر معروف دروازهء شهر دانش پيامبر ( ص ) . عثمان چه خصوصيت و امتيازى داشت كه به اين مقام نائل آمد ؟ كدام امتياز كه على ( ع ) نداشت و او داشت ؟
آيا با آورندهء عاليمقام پيام الهى مشابهتى از لحاظ نسب يا فضائل اكتسابى مانند دانش و تقوى و دليرى و پارسائى داشت ؟ ! يا پيرو گوش بفرمان و پيگير و جدى قرآن و سنت پيامبر ( ص ) بود ؟ ! هرگاه آنچه را در زمينهء كردار و گفتار و دانستههاى عثمان آورديم ملاحظه نموده باشيد يقين ميفرمائيد كه محال است آنچه اين روايت سست بنياد و بى سند براى وى حكايت مىكند صحت داشته باشد ، و پيامبر عاليقدر اسلام برتر از آن است و ساحتش پاكتر و منزه تر از همدمى با عثمان !
معلوم نيست خدا چرا دعائى را كه به پيامبر ( ص ) نسبت دادهاند مستجاب نكرده است ، دعائى را كه ابن عدى از قول زبير بن عوام ثبت كرده كه « پيامبر خدا ( ص ) فرمود : خدايا ! تو ابو بكر را در غار همدم و رفيقم ساختى ، او را در بهشت نيز رفيقم گردان » ( 2 ) .
اين روايت در پوچى و بى اساسى درست مثل روايت ابن ماجه است . در سندش
هامش
( 1 ) تهذيب التهذيب 6 / 171 .
( 2 ) لسان الميزان 5 / 418 .