تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
بدادم برسيد ، بدادم برسيد . جز من فرمانروائى نداريد . پس عجله كنيد . و عجله كن اى معاويه ! و خودت را برسان و بدادم برس ! و ميدانم كه بدادم نخواهى رسيد ! »

نامه اش به اهالى بصره

به عبد اللَّه بن عامر مينويسد : اهالى بصره را نزد من روانه ساز . . . ( عين نامه اى كه به اهالى شام نوشته است ) . عبد اللَّه بن عامر مردم را جمع كرده نامهء عثمان را بر خواند . سخنورانى از اهالى بصره برخاسته او را بكمك عثمان فرا خواندند و بر انگيختند ، از آن جمله مجاشع بن مسعود سلمى كه نخستين سخنران بود و در آنوقت رئيس قبيلهء قيس در بصره بود . همچنين قيس بن هيثم سلمى به نطق ايستاده مردم را تشويق كرد كه به كمك عثمان بشتابند . پس مردم بشتاب براى حمايت عثمان و حركت به سوى مدينه برخاستند . عبد اللَّه بن عامر ، برايشان مجاشع بن مسعود را فرمانده ساخت و او آنان را ببرد تا به ربذه رسيد ، و در آنجا و هنگامى كه طليعهء آنان به « صرار » از توابع مدينه رسيده بود خبر قتل عثمان به ايشان رسيد . بلاذرى مينويسد : « عثمان به عبد اللَّه بن عامر بن كريز ، و معاوية بن ابى سفيان نامه نوشته به آنها اطلاع داده كه جماعتى تجاوز كار از اهالى عراق و مصر و مدينه بدور خانه اش گرد آمده‌اند و ادعا ميكنند كه به هيچ چيز راضى نميشوند مگر قتلش يا اين كه جامه اى را كه خدا بر تنش آراسته فرو اندازد . و به آنها دستور داد بكمكش بشتابند و مردانى مددكار و دلير و خردمند را به يارى او بفرستند شايد خدا بمددشان بلاى بدخواهان را از او بگرداند . قاصدى كه پيش عبد اللَّه بن عامر فرستاد جبير بن مطعم بود و آن كه نزد معاويه فرستاد مسور بن مخرمهء زهرى . عبد اللَّه بن عامر ، مجاشع بن مسعود سلمى را با پانصد مرد جنگى به يارى عثمان فرستاد و بهر يك از آنها پانصد درهم پول داد . از كسانى كه در جملهء آن پانصد نفر بودند زفر بن حارث بود در رأس يكصد نفر . معاويه هزار سوار جنگى زير فرمان حبيب بن مسلمهء فهرى به يارى عثمان فرستاد ، و حبيب طليعهء نيروى خود را تحت فرمان يزيد بن اسد بجلى - جد خالد بن عبد اللَّه بن يزيد قسرى - پيشاپيش روانه ساخت . خبر به مصريان و ديگر كسانى كه در محاصرهء عثمان
الغدير ( فارسي ) — صفحة 12 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)