پيامبر گرامى دستور بدهد امتش در برابر مشاهير اصحاب راسترو و صالحش و آن جمع كثيرى كه بر عثمان شوريدهاند عثمان و اين چند بىسر و پاى اموى را داشته باشند و به آنها متوسل گردند ؟ ! ساحت مقدسش از چنين نسبتها پاك و پيراسته است .
6 - ترمذى روايتى به ثبت رسانده از قول سعيد جريرى ( 1 ) از عبد اللَّه بن شقيق از عبد اللَّه بن حواله كه پيامبر ( ص ) از من پرسيد : در حالى كه فتنه ( و شرايط و حوادث گمراهگر ) همهء كشورهاى جهان را فرا گرفته باشد تو چه خواهى كرد و چه حالى خواهى داشت ؟ گفتم : هر چه خدا و پيامبرش برايم تعيين نمايند . فرمود : پيرو اين مرد باش ، زيرا وى و هر كه پيروش باشد در آنهنگام بر حق ( و رويه و راه اسلام ) خواهد بود .
من از پى آن مرد رفته شانه اش را گرفتم و چرخاندمش و از پيامبر ( ص ) پرسيدم :
اين را اى پيامبر خدا ؟ فرمود : آرى . ديدم او عثمان بن عفان است .
احمد حنبل همين روايت را از قول سعيد جريرى با همان سند بدين عبارت ثبت كرده است : « در فتنه اى ( و شرايط گمراهگرى ) كه از هر سوى جهان ( يا كشور اسلامى ) چون شاخهاى گاو سر بر آورده باشد چه خواهى كرد ؟ گفتم : نميدانم . هر چه خدا و پيامبرش برايم تعيين نمايند . پرسيد : در فتنه اى كه پس از آن پديدار گشته باشد و بسيار سهمگينتر از اولى چطور ؟ گفتم : نميدانم . هر چه خدا و پيامبرش برايم تعيين نمايند . گفت : از اين شخص پيروى كنيد . در آنوقت مردى پشت به ما ميرفت .
من تند رفته شانه اش را گرفته رويش را به طرف رسولخدا ( ص ) گرداندم و پرسيدم :
اين ؟ فرمود : آرى . ديدم او عثمان بن عفان - رضى اللَّه عنه - است . ( 2 )
امينى گويد : شرح حال سعيد جريرى را وقتى از ستايشها و فضائل عثمان بحث مىكنيم خواهيد ديد و اين را كه چون در سه سالهء آخر عمر اختلال حواس داشته روايتش صحيح و معتبر نيست . عبد اللَّه بن شقيق كه سند روايت به وى ختم مىشود از تابعان اهل بصره است . ابن سعد در « طبقات » درباره اش مينويسد : هواخواه عثمان
هامش
( 1 ) ابن كثير در اينجا در سند روايت نام عبد اللَّه بن سفيان را افزوده است .
( 2 ) مسند 4 / 109 .