تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
سنان بن هارون از اهالى كوفه است . نسائى دربارهء او ميگويد : « ضعيف » و سست روايت است . ساجى ميگويد : « ضعيف » است و بد روايت . ابن حبان ميگويد : واقعا بد روايت است . احاديث نامعلوم را از قول مشاهير نقل مىكند . كليب بن وائل يكى ديگر از رجال اين روايت همينگونه وضعى دارد . چنان كه در تهذيب التهذيب آمده ابو زرعه او را « ضعيف » و سست روايت شمرده است ( 1 ) 5 - احمد حنبل در مسند روايتى آورده است از طريق موسى بن عقبه كه جد مادرى ام ابو حبيبه گفته است وقتى عثمان در محاصره بود من به خانهء او رفتم . ابو هريره از عثمان اجازهء صحبت خواست . به او اجازه داد . برخاسته پس از سپاس و ستايش خدا گفت : من از رسولخدا ( ص ) شنيدم كه ميگفت : شما بعد از من به فتنه و اختلاف - يا گفت : اختلاف و فتنه - برخورد خواهيد كرد . يكى از مردم پرسيد : چه كسى در آن شرايط ما را نجات خواهد داد ؟ فرمود : آن امين و يارانش را داشته باشيد و در اين حال اشاره به عثمان ميكرد . ( 2 ) ابن كثير اين روايت را در تاريخش نوشته و ميگويد : « فقط احمد حنبل اين را روايت كرده و هيچكس غير او روايت نكرده است . سند آن روايت بسيار خوب و نيكو است . » ( 3 ) نميدانيم سند اين روايت با وجود اين كه جد مادرى موسى در آن است و او ناشناخته و مجهول بوده و در فرهنگ رجال حديث ذكرى از او نشده چطور « بسيار خوب و نيكو » ميتواند باشد ؟ ! وانگهى به لحاظ متن و مفهوم آيا خردمندانه است كه چنين روايتى به پيامبر خدا ( ص ) نسبت داده شود به پيامبرى كه اصحابش را بدقت ميشناخته و ميدانسته ياران عثمان عبارتند از مروان بن حكم و ديگر امويانى كه در تبهكارى و جنايت و گناهورزى از قماش وىاند و زبالهء امت اسلامىاند ؟ مگر باور كردنى است كه
هامش
( 1 ) . 8 / 447 . ( 2 ) مسند 2 / 345 . ( 3 ) تاريخ ابن كثير 7 / 209 .