تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
بانجام نرساند بهيچوجه دست از او برنخواهند داشت تا او را بكشند . چون از كشته شدنش ترسيد با راهنمايان و افراد خانواده اش ( امويان ) به مشورت پرداخته به آنها گفت : اين مردم چنين كردند كه مىبينيد ، چه بايد كرد ؟ به او توصيه كردند بدنبال على بن ابيطالب ( ع ) فرستاده از او بخواهد آنان را از او دور سازد و آنچه ميخواهند به آنها قول دهد و آنقدر مردم را معطل كند كه نيروهاى كمكى فرا رسند . گفت : اينها امروز و فردا كردن را تحمل نميكنند ، و من زير بار تعهدى رفته‌ام و با نخستين دسته اى از آنها كه اينجا آمدند چنان كردم كه ميدانيد . بنابر اين در صورتى كه به آنها قول داده و تعهد نمايم مطالبهء انجام و وفاى بعهدم را خواهند كرد . مروان بن حكم گفت : امير المؤمنين ! اگر تظاهر به دوستى با آنها كنى تا كسب نيرو كرده در هنگامى كه تفوق دارى حسابشان را برسى بهتر از اين است كه بگذارى آنها در حالى كه نزديك تو هستند به دشمنى تو برخيزند . بنابر اين ، با هر چه تقاضا ميكنند موافقت كن و تا مدتى كه ممكن است از انجام وعده ات خوددارى كن ، زيرا آنها عليه تو به تجاوز داخلى دست زده‌اند و باستناد آن عهد و پيمانى كه با آنها منعقد شود بىاعتبار بوده لازم الاجرا نيست . عثمان بدنبال على ( ع ) فرستاده او را دعوت كرد نزد وى برود . چون آمد به او گفت : ابو الحسن ! مردم چنان كردند كه ديدى و از من آن سر زد كه ميدانى ، و اكنون اطمينان ندارم كه مرا نكشند . بنابر اين آنها را از من دور ساز . خداى عز و جل را شاهد ميگيرم كه دست از آنچه مورد انتقاد قرار داده‌اند بردارم و حق آنها را ( بموجب قانون اسلام ) چه آنها كه بعهدهء من است و چه آنها كه بعهدهء ديگران است بستانم و به آنها رد كنم گر چه در اين احقاق حق و اجراى قانون اسلام لازم آيد كه خونم ريخته شود . على ( ع ) گفت : مردم پيش از آنكه محتاج كشتن تو باشند به دادگرى تو