احتياج دارند . و من آنها را آدمهائى مىبينم كه تا تعهداتت و تقاضاهايشان را بانجام نرسانى راضى و دست بردار نخواهند شد . به نخستين دستهء آنها كه آمده بودند وعده دادى و بر آن وعده خدا را گواه گرفتى كه دست از همهء آنچه خلاف دانسته و مورد اعتراض قرار داده بودند بردارى ، و من باعتماد ، وعده ات و پيمانى كه با خدا بستى آنها را از تو دور ساختم . بعد به هيچيك از آنچه وعده داده بودى و با خدا پيمان بسته بودى وفا نكردى . بنابر اين ، دوباره در پى اين مباش كه مرا فريب دهى ، زيرا من از طرف تو با تقاضاهاى حقهء آنها موافقت خواهم كرد . گفت : باشد با تقاضاهاى حقهء آنها از طرف من موافقت كن ، به خدا قسم من بتعهدى كه از طرف من ميكنى وفا خواهم كرد . على ( ع ) نزد مردم رفته گفت : مردم ! شما تقاضاهاى بر حق و قانونى داريد ، و با آنها موافقت مىشود . عثمان ادعا مىكند كه او داد شما را از خويش و از ديگران خواهد ستاند و دست از همهء آنچه مايه نارضائى شماست برخواهد داشت .
بنابر اين ، قولش را بپذيريد و آن را تحكيم و تأكيد نمائيد . مردم گفتند :
قبول ميكنيم و تو از طرف ما قولش را تأكيد و تحكيم كن ، زيرا به خدا ما با حرف بدون عمل و اجرا راضى نخواهيم شد . على ( ع ) گفت : اين حق شماست و انجام مىدهم . بعد پيش عثمان آمده جريان را شرح داد . عثمان گفت : با آنها مدتى قرار بگذار تا مهلت من باشد ، زيرا من يكروزه نميتوانم تمام آنچه مايهء نارضائى و اعتراض آنها است از بين بردارم و جبران نمايم .
على ( ع ) گفت : آنچه مربوط به مدينه است مهلت و تأخير بر نميدارد ، و مهلت آنچه خارج از مدينه است به اندازه اى است كه وصول فرمانت به آنجا وقت بر ميدارد .
گفت : باشد . ولى براى آنچه مربوط به مدينه است سه روز به من مهلت بده .
على ( ع ) موافقت كرد ، و رفته به مردم اطلاع داد و قرار داد كتبى ميان عثمان
الغدير ( فارسي ) — صفحة 324
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٢٤