تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
« . . . مىخواستم خيلى چيزها به تو سفارش كنم ولى صرفنظر كردم چون به خرد و هوشياريت اطمينان داشته ميدانم آنچه را مايهء خرسندى من مىشود و بر قدرتم مىافزايد و به حال رعاياى من مفيد است ميدانى . با اينحال يك چيز هست كه نميتوانم از آن صرفنظر كنم و آن اينست كه تا ميتوانى از بد گوئى على و حمله به او فرو گذار ننمائى و نيز از رحمت و آمرزش خواستن براى عثمان ، و نكوهش طرفداران على و طرد آنها و خوددارى از مصاحبت آنها و نشنيدن سخن ( و شهادت ) آنها ، و تعريف و تمجيد از طرفداران عثمان رضوان اللَّه عليه ، و نزديك كردن آنها به خود و شنيدن سخن آنان . مغيره گفت : تو طرز كار مرا به تجربه ديده اى و من مورد تجربه قرار گرفته‌ام و پيش از تو براى ديگران استاندارى و كار دولتى كرده‌ام و بر هيچيك از كارهايم خرده نگرفته‌اند . حالا هم تو كارم را به تجربه خواهى ديد ، يا آن را ميستائى يا مذمت ميكنى . معاويه گفت : نه ، انشاء اللَّه ستايش خواهم كرد . مغيره هفتسال و چند ماه استاندار كوفه بود . در تمام اين مدت يكدم از دشنام على و حمله به او ، و نكوهش قاتلين عثمان و لعنت كردن آنها ، و دعا و ثناى عثمان و طرفدارانش فرو گذار نكرده . هر وقت حجر بن عدى حرفهاى مغيره را ميشنيد ميگفت : خدا شما را نكوهش و لعنت كرده است ! و برخاسته ميگفت : خداى عز و جل ميفرمايد : بر قرار كنندهء عدالت و نمونهء عملى راه خدا باشيد و شهادت براى خدا بر زبان آوريد . و من شهادت مىدهم كسانى كه شما آنها را نكوهش مينمائيد بايستى مورد تجليل قرار گيرند و كسانى كه شما آنها را پاك شمرده تمجيد مينمائيد بايستى مورد نكوهش و مذمت قرار گيرند . مغيره به او پرخاش ميكرد : اگر من استاندار باشم ترا بسزايت ميرسانم . واى بر تو ! از پادشاه بترس ، و از خشم و حمله اش بر حذر باش ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 227 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)