كسانى كه در پى خشنودى پروردگارند و دل از ثروت و فرزند بر كندهاند ؟
جماعتى آمدند . به آنان گفت : مردم ! با من بجنگ با كسانى بر خيزيد كه در پى خونخواهى عثمانند و ادعا ميكنند مظلومانه و بنا حق كشته شده است . به خدا قسم او بر خود ستم كرده و مطابق چيزى غير از آنچه خدا الهام كرده حكومت ميكرد ( 1 ) .
طه حسين مينويسد : « آوردهاند كه عمار ياسر ، عثمان را كافر شمرده ريختن خونش را جايز ميدانست و او را نعثل مىخواند » ( 2 ) .
امينى گويد :
اين است عقيدهء صحابى عاليمقامى كه قبلا شناختيم و به عظمتش پى برديم ، قهرمان و مؤمنى كه چندين آيهء قرآن در مدح و تمجيدش فرود آمده ، و پيامبر اكرم او را ستوده است ، و از جمله اشاره به وى فرموده : « او سر تا پا ايمان است » و « با حق ( يا عقيده و قانون اسلام ) است و حق با او است و حق بهر سو برگردد بهمانسو ميگردد » « و هر گاه ميان دو كار مخير شود آن را كه به هدايت ( و موازين اسلام ) نزديكتر باشد بر ميگزيند » و « از جمله كسانى است كه بهشت مشتاق آنها است » و « او ميانهء دو ديدهء پيامبر ( ص ) است » و « او را دار و دسته تجاوز كاران داخلى خواهند كشت » . عمار ياسر ، با اين عظمت و فضائل و تمجيدها كه از خدا و پيامبرش در حق او هست عقيده دارد كه عثمان بر خود ستمكار بوده و مطابق چيزى غير از آنچه الهام شده - يعنى قرآن - حكومت ميكرده ، و چون ميخواسته دين خدا را تغيير دهد و بجاى آن رويه و قانون
هامش
( 1 ) صفين 369 .
( 2 ) الفتنة الكبرى 171 .