تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
به كارى روى آورده‌ام . حقيقت اين است كه آنها حقى را مطالبه مينمايند كه خود رها كرده‌اند و قصاص خونى را ميخواهند كه خود ريخته‌اند ، و بدون شركت من ريخته‌اند هر گاه منهم در تقبيح قتل عثمان شركت مىجستم آنها آن را تقبيح نمينمودند . مسؤوليت قتل عثمان بر عهدهء هيچكس غير از آنها نيست . قطعا آنها گروه تجاوز كار داخلى هستند . . . ( تا آنجا كه ميفرمايد : ) به خدا قسم طلحه و زبير و عائشه بطور يقين ميدانند كه من بر حق هستم و خودشان بر باطل و ناحقاند » ( 1 ) . 2 - امير المؤمنين در نامه اى به مردم كوفه ميفرمايد : « من دربارهء قضيّهء عثمان اطلاعاتى بشما مىدهم كه با شنيدن آن مثل اين باشد كه شما شاهد ماجرايش بوده‌ايد . مردم به او انتقاداتى داشتند . من يكى از مهاجران بودم كه او را دربارهء كارهايش زياد مؤاخذه ميكردم و كمتر او را ميكوبيدم . طلحه و زبير ، ساده ترين كارهائى كه نسبت به او ميكردند تندروى و خشونت بود و ملايمترين حملاتشان خشونت بار . و عائشه شرار خشم بر او ميباريد . جماعتى فرا رسيده او را كشتند . و مردم بدون اينكه ناراضى يا تحت فشار باشند و در كمال آزادى و اختيار با من بيعت كردند » ( 2 ) 3 - بلاذرى مينويسد : « على ( ع ) از كنار خانهء يكى از افراد خانوادهء ابو سفيان ميگذشت صداى دايره اى را شنيد كه دختران آن خانه ميزدند و ترانه اى بدين مضمون بآواز مىخواندند : مسؤوليت ظلمى كه به عثمان شده به گردن زبير است و ظالمتر از او در نظر ما طلحه است ايندو بودند كه آتش شورش را شعله ور ساختند و در رسوائى او كوشيدند
هامش
( 1 ) استيعاب ، شرح حال طلحة بن عبيد اللَّه . ( 2 ) نهج البلاغه 2 / 2 - الامامة و السياسة 1 / 58 .