تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
كتابى كه معارف الهى و علوم ربانى را فراهم آورده است . بوستانى دلاويز از بوستانهاى بهشت كه در آن هر چه ديده را لذت مىبخشد و دل را بهوس مياندازد هست ، بلبلان آوازه خوان بر شاخه هايش ، كبوتران پرّان در فضايش . دلهاى پاك و روانهاى تعالى جو را به مقامات صفا و منازل انس مىكشاند . بوستانى كه دست تواناى ولايت و خلافت الهى بر نشانده است ، و در آن گروههاى خدا پرستان و اولياء و بزرگان است و جمعى از علماى نيكو سيرت و فقهاى برگزيده گرد هماند و دسته‌ها از عارفان و حكيمان ، و انبوهى از اميران و شاعران و نوابغ ادب و هنر ، و جملگى بر آستان مهر پاسبان مولا على بن ابيطالب ( ع ) ايستاده‌اند و علامهء « امينى » هر يك را به امر مولايش بر حسب درجه و مرتبه اى كه دارد به جايگاهى مىنشاند و آنگاه بر كرانهء « غدير » به بحث و گفتگو در احاديث پيامبر گرامى ميپردازند و اشعار و قصائدى را كه در « غدير » سروده‌اند بر مىخوانند ، و در همان حال جاودانه خدمتكاران جامها و سبوهاى پر از شراب پاك خوشگوار را ميگردانند و از كوزه اى كه مهر مشك بر سر دارد به جام همى ريزند ، و سپس ايشان را خلعت مىبخشد و هر يك را باندازهء حسن نيت و صفاى باطن و مرتبهء علمى و سطح فكرش چيزها مىنمايد كه هيچ ديده نديده و نه هيچكس در داستانها شنيده است . خوشا به حال تو اى « امينى » و خوشا به حال آنان . خدا بفضل و كرمش ما را هم به جرعه اى از آن « غدير » خوشگوار بنوشاند ، كه او در گذرنده اى مهربان است . و آخر سخنم سپاسى است ويژهء پروردگار جهانيان و درودى نثار محمد و آن پاك دودمان . ارادتمند شما - حيدر قلى كابلى ( 1 )
هامش
( 1 ) اين ستارهء درخشان آسمان علم و دين صبحدم سه شنبه 4 جمادى الاول 1372 پس از اداى نماز در گذشت و همهء دوستدارانش را عزادار ساخت . شرح حالش با شاعران قرن چهاردهم خواهد آمد .