دو نامه از سخنور نامى استاد محمد نجيب زهر الدين عاملى استاد علوم اسلامى در دانشكدهء « عامليه » لبنان
« . . . من شيفتهء دانش و فضائل شمايم و دلباختهء آثار علمى و بحثهاى زيبا و ارزنده اى كه در » غدير « زيباترين چهره را به خود گرفته است ، در كتاب عظيم و جاودانه و اثر بشكوهى كه همهء كتابها را به طاق نسيان نشانده است .
حقائق تاريخى در آئينهء اين اثر رخشنده ، بىحجاب نمايان گشته و با شكوفاترين گونه . خدا بشما پاداشى بسزا دهد بدين مجاهدت سهمگين كه نامتان را در قرون و اعصار طنين انداز خواهد داشت و بدان جاودانگى كه خود ميماند . . . وظيفهء خويش ديدم به چشمه اى كه استاد بزرگم علامهء امينى فرا رويمان گشوده درآيم و عطش روح و عقلم را با زلال گوارايش بنشانم و از اعماقش چنگها درّ و مرواريد بر گرفته از فراز منبر و بلند كرسى درسى نثار تودههاى منتظر و مشتاق نمايم و آن گوهران حكمت و برهان را بر دامن نسل جوان و خوشفكر ببارم . . . »
« . . . غدير كتابى گرانمايه و حقيقت پرداز و جاودانه است . كتاب حق است و رسالهء راستى و ديوان دانش و حكمت و ادبيات و تاريخ . در آن ، شيوهء حديثشناسى متينى به كار رفته و ارائه گشته تا به صورت منبع تحقيق تاريخى و نمونهء آن تتبع در آمده است . گنجينه اى از دلائل روشنگر است و براهين قاطع بر امامت آن كه در « غدير » با وى بيعت شد ، و بيان فضائل او و فرزندانش ائمهء طاهرين كه بر ايشان پاكترين درودها باد و دلپذيرترين آفرينها .