و چون چيزى از سخنان او را پاسخ دادى اهرمن ( در ميانه ) افتاد و من با اهريمن نمىنشينم .
امينى گويد : نمىدانيم اين گزارش از چه راهى به ابو حنيفه رسيده تا با شناخت ميانجى آن دريابيم كه چه اندازه درست است و شايد هم بودن ابو يوسف قاضى در ميان گزارشگران ، براى انگشت نهادن بر آن ، به تنهائى بسنده باشد و اينك بنگريم به پاره اى از سخنان كه دربارهء او گفته شده است : همچون گفتار فلاس كه او را راستگو و داراى لغزشهاى بسيار مىشمارد .
و گفتار ابو حفص كه نيز او را راستگو و داراى لغزشهاى بسيار مىداند
و گفتار بخارى كه : او را رها كردهاند .
و گفتار يحيى پسر آدم : ابو يوسف نزد شريك گواهى داد و او نپذيرفت و گفت از كسى كه مىپندارد نماز از گرويدن به آئين جداست سخنى نمىپذيرم .
و گفتار ابن عدى : او از زبان كسانى گزارش مىكند كه سخنانشان سست است .
و گفتارى كه با زنجيرهء درست از ابن مبارك بازگو كردهاند كه به مردى گفت اگر تو در پس ابو يوسف نماز گزارده اى و به ياد دارى كه چه نمازهائى بوده دوباره آنها را بخوان و هم گفت اگر از آسمان به زمين سرنگون شوم و پرنده اى مرا بربايد يا باد مرا در جائى بس دور بيفكند دوستتر دارم كه از او گزارشى بازگو كنم . و مردى به ابن مبارك گفت كدام يك از ابو يوسف و محمد ابن الحسن راستگوترند گفت مگو كدام يك راستگوترند بلكه بپرس كدام يك دروغگوترند .
و عبد اللَّه پسر ادريس گفته : ابو يوسف تبهكارى از تبهكاران بوده
و وكيع به مردى كه گزارشى از زبان ابو يوسف بازگو مىكرد گفت :
آيا از خدا پروا ندارى كه در نزد خداوند بزرگ و گرامى سخن ابو يوسف را پشتوانه مىگيرى ؟
و ابو نعيم فضل بن دكين گفت : شنيدم ابو حنيفه به ابو يوسف مىگفت و اى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 50
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٥٠