بر شما باد چه اندازه دروغ در اين نوشتهها بر من مىبنديد و من نگفتهام ؟
و يحيى بن معين گفت : گزارش او را نبايد نوشت و گفت هر چند به خود وى مىتوان پشتگرم بود با اين همه در بسيارى جاها ندانسته لغزيده است .
و يزيد بن هارون گفته : روا نيست از زبان او گزارشى بازگو كنند چون با دارائىهاى پدر مردگان ، سوداگرى و داد و ستد مىكرد و سودش را خود بر مىداشت .
و سخن ابن ابى كثير وابستهء حارث زادگان - يا نظام - به هنگام خاك سپردن ابو يوسف .
« گورى كه يعقوب ( نام ابو يوسف ) در آن آرميد
از نخستين بارانى كه از دل ابرى بر هم نشسته روان است سيراب باد !
داورىهاى خود سرانه را با دوز و كلكهائى در آئين خدائى راه داد
كه نوشيدن بادهء انگورى - پس از ناروا بودن آن - كارى شايسته گرديد !
اگر نبود كه روزگار وى سپرى شد
و پنجهء مرگ او را به مرز نيستى كشانيد
البته چندان انديشهء خويش را
در كار اين گونه داورىهاى خود سرانه به كوشش وامىداشت
تا براى كسى كه دو دل باشد يافتن كار ناروا بسى دشوار مىگرديد ( 1 )
يكى از ميانجيان زنجيرهء احمد نيز - در گزارش اين برترى براى بوبكر - سعيد پسر ابو سعيد مدنى است كه چنانچه در تهذيب التهذيب 4 / 39 ، 40 آمده
هامش
( 1 ) تاريخ خطيب بغدادى 14 / 257 ، ميزان الاعتدال ، لسان الميزان 6 / 300 .
مىگويم : برگردان پارسى اين فراز از سروده ، پس از درست كردن آن از روى تاريخ خطيب انجام گرفت و گرنه آن چه در خود الغدير است به اين گونه پارسى مىشود : « وا مىداشت تا براى ما امرد بازى و بهره بردارى از دوشيزگان روا مىگرديد . » و اين سخن چندان روشن نيست چون كامجوئى از دوشيزگان اگر بر آئين درست باشد كارى ناروا نبوده و نيست كه نيازى به سنجشهاى خود سرانهء ابو يوسف باشد