تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
خود برابر انگاشت . آن نگهبانى تلخى كه نمود تنها نه به انگيزهء پيوند خويشاوندى بود و نه براى جنبش رگ او كه براى كشش به برادر زاده اش خون در آن به جوش آمده . كه براى خدا بود چنان كه خود نيز در هر فراز از سروده‌هاى خويش زيبائىهاى همين انديشه را مىنمايد پس از او مادر دهكده‌ها ( مكه ) با همهء فراخىاش بر پيك خداوند تنگ آمد و روز روشن آن جا بر وى سياه و تيره شد . تا شتابان از آن جا روى برتافت و از خداوند براى او به زارى نيكوئى خواست و در اين درخواست و خدا خوانىاش نيز نوميد نگرديد . اگر روان عموى پيامبر برگزيده ( با آن همه گواهىهايش دربارهء اين آئين ) پاكيزه نشد پس هيچ گفتارى انگيزهء رستگارى نتواند بود در آن يكسال كه عمو و همسر پيامبر با هم در گذشتند او نيز آن را با گريه بر آن دو سپرى كرد . وه ! چه بزرگ مردى كه با باور و گرايش خود به آئين پيامبر برگزيده يك سال او را بر خويش به گريه واداشت . تا آن جا كه روزهاى روشن آن از شبها تاريكتر گرديد . از پشت او بود كه همهء فروغها به در آمدند و پراكنده شدند نخستين آنان ، پيشواى پسنديده ( مرتضى ) و به دنبالش نيز اندوخته‌هاى سرورى . . . پايان و چنين بود ابو طالب سرور مكيان ، و اين بود فشرده اى از نشانه‌هاى گروش و باور سرهء او به آئين ما . كه آنها را ننگاشتيم مگر به اميد خشنودى خداوند ( 1 ) تا آنان كه نامهء آسمانى به ايشان داده شده باور كنند و بر گروش
هامش
( 1 ) سورهء حديد 27