تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
گروش و باور درست در دل او است و چه دلى كه پايگاه آن از هر پايگاه برتر است گروش و باور او ، خداى بايسته براى هستى را مىنمايد در پايگاه نهان خود و آن گنج پنهان . گروش و باور پنهانى او نيز به نام والاى خداى ماند كه جز دست پاكان به آن نرسد گروش و باور او به جهان نهان به خودى خداوندى در جهان نهان مىماند ، و او را پرتو افشانىهائى هر چه رسا است در نشانه هايش . نشانه‌هاى او نزد ديده داران درخشانتر است از خورشيد در ميان روز روشن . او سرپرست كسى است كه مهر نامهء پيام آورى و انگشتر پايگاه آن و باز پسين دارندهء آن پايگاه است و خود با همهء نيرويش به پاسدارى از او برخاسته يگانه ياور او در روزگارش بود و ستون استوار آن در آغاز كارش . سرور و پشتوانهء خاندانش بود و پيشواى دودمانش و پناه گاه استوارش در روز سختى و پوشش نيرومند او در برابر دشمنان و افسون او در برابر هماوردان . چيست كه ارج و پايگاه او برتر باشد از آن چه ياسين را همچون افسونى از چشم زخم به دور دارد و طاها را در پناه گيرد ؟ ( 1 ) در يارى پيامبر و الا جايگاه چندان ايستادگى نمود
هامش
( 1 ) م : يسن و طه هم دو نام از نامهاى پيامبر است و هم نام دو سوره از قرآن كه براى دور بودن از چشم زخم خوانده و آويخته مىشود