تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
و بازرگانان و كشتكاران ( 1 ) نماز را شكسته نخوانند و تنها كسانى نماز را شكسته بخوانند كه . . . تا پايان گزارش گذشته و در لسان العرب مىخوانيم : در داستان عثمان ( ض ) آمده است كه او گفت : چرانيدن گوسفندان ، شما را در نمازتان گول نزند زيرا به راستى كسى مىتواند نماز را شكسته بخواند كه او را در پى كارى فرستاده باشند يا در برابر دشمن باشد . امينى گويد : عثمان اين قيد را براى نماز شكسته در سفر از كجا آورده ؟ مگر هيچ يك از حديثهائى كه در اين باره رسيده و ما آنها را در ص 182 تا 187 آورديم هيچ گونه قيدى دارد ؟ و مگر دامنهء آنها به آن گستردگى نيست ؟ و پيش از آنها مگر دستور خداوندى در آن آيه ، مطلق نيست كه مىگويد : و هنگامى كه در سفر باشيد باكى براى شما نيست كه نماز را كوتاه به جاى آريد ( 2 ) كه بوحنيفه - و پيروانش - و ثورى و ابو ثور ، در عام شمردن دستور آيه چنان تند رفته‌اند كه آن را ويژهء سفر مباح ندانسته و گفته‌اند كه سفر معصيت را نيز - همچون راهزنى و تبهكارى - در بر مىگيرد و اين را ، هم ابن حزم در المحلى 4 / 264 ياد كرده است و هم جصاص در احكام القرآن 2 / 312 و هم ابن رشد در بداية المجتهد 1 / 163 و هم ملك العلماء در البدايع 1 / 93 و هم خازن در تفسير خود 1 / 413 و بودن در برابر دشمن ، هيچ ارتباطى به شكسته و تمام خواندن نماز ندارد و حالت ترس ، و بودن در برابر دشمن ، نمازها را به گونه اى ويژه در مىآرد و دستورهائى خاص بر آن بار مىكند و قواعدى را پيش مىكشد كه از آن دو مورد تجاوز نمىكند . پس به گونه اى كه همهء مسلمانان بر آن رفته‌اند ، مقتضاى ادلهء شرعى آن است كه بازرگان و مأمور خراج و كشاورز و دامدار و جز ايشان نيز چون - به همان اندازهء مقرر - از وطن دور شدند ، نماز را شكسته بخوانند و با ديگر مسافران يكسان
هامش
( 1 ) برگردان واژه ءتان است با بهره گيرى از نهايهء ابن اثير ( 2 ) سورهء نساء آيهء 101