آئين نامهء پيامبر گرفته شده و آن چه را درست بودن نماز جز با آن پذيرفته نيست ، تنها از راه آن چه در قرآن آمده مىتوان دريافت و بس و آن گاه خداى برتر از پندار گويد : آن چه از آن بتوانيد ، بخوانيد . پس آن چه قرآن - به تنهائى - بايسته مىشمارد خواندن آن اندازه است كه شدنى باشد و وجوب خواندن سورهء حمد را از راه سخن پيامبر دريافتهايم ، پس هر چند پذيرفتن آن ، بايسته است و سرباز زدن از آن گناه دارد ، باز با نخواندن آن هم نماز درست است . »
زمينه چينى براى اين گونه برداشتها بر بنياد انديشه اى تباه است و بازده آن نپذيرفتن بسيارى از آئين نامههاى پاك پيامبر و آن هم بىپشتوانه و دست افزارى روشن ، كه چه بسيار جاىها آئين گذار مىگويد : اين بسنده نيست ، اين پذيرفته نيست ، اين درست نيست ، و آن گاه كسانى كه به اين انديشه چسبيدهاند مىگويند :
نه ! اين بسنده است ، پذيرفته است ، درست است . و براى همينها بوده كه گذشتگان ، از دارندگان رأى مىپرهيزيدهاند . سخنان بالا را شوكانى هم در نيل الاوطار 2 / 230 ياد كرده است .
و با نگرش به ارجى كه در گزارشها به خواندن سورهء حمد در همهء نمازها داده شده ، و نيز با پذيرفتن نماى اين گزارش : « جز با خواندن سورهء حمد ، نماز درست نيست » كسانى از بزرگان سنيان بر آن رفتهاند كه خواندن آن بر پسنماز نيز همه جا - يا در نمازهائى كه بايد آن را بلند خواند - بايسته است . ترمذى در صحيح 1 / 42 مىنويسد : خداوندان دانش در اين باره كه آيا پسنماز هم بايد حمد و سوره را بخواند يا نه ، همداستان نيستند . پس بيشتر خداوندان دانش از ياران پيامبر ( ص ) و پيروان پس از ايشان بر آن رفتهاند كه پشت سر پيشنماز هم بايد حمد و سوره را خواند و مالك و پسر مبارك و شافعى و احمد و اسحاق نيز بر اين رفتهاند و آوردهاند كه عبد اللَّه پسر مبارك گفت هم من هنگامى كه پسنماز باشم حمد و سوره را مىخوانم و هم مردم - به جز گروهى از كوفيان - و بر آنم كه هر كس آن را نخواند نمازش درست است . و گروهى از خداوندان دانش ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 301
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٠١