حاكم گفته : گزارشهاى او نيرومند نيست و ابن جارود و ابن شاهين او را در ميان كسانى ياد كردهاند كه گزارشهاشان سست و ناتوان است ( 1 )
آرى اين پيشوايان ، مىخواهند به هر بهائى شده آبروى خليفه را نگاه دارند هر چند با دادن دستورهائى كه با آن چه خدا فرو فرستاده ناساز باشد و نمونههاى اين كار را از ايشان بسيار سراغ داريم و در مجلدات آينده بخشهاى چشم گيرى از دستورهاى آنان را كه با نامهء خدا و آئين نامهء پيامبر نمىسازد خواهيم آورد و هنگام بررسى آنها تو را آگاه خواهيم ساخت و شگفت و هزاران شگفت كه ابن قيم اين بهانهء ساختگى را بهترين دست آويز براى درست نمودن كار عثمان مىشمارد . با اين كه آن همه چون و چرا و خرده گيرى در پيرامون آن مىتوان روا داشت و آن گاه بهترين دست آويزشان كه براى درست نمودن كار او اين باشد دربارهء بدترين آنها چه گمان مىبرى ؟
اين هم كه بهانه آورده من در طائف دارائىاى دارم پذيرفته نيست چون آن مرد از مردم مكه بوده و از آن جا كوچ كرده نه از مردم طائف و ميان او و طائف چند روز راه است و تازه اگر گرفتيم كه او در مكه يا در خود منى و عرفات - كه در آن دو جا نماز را شكسته نمىخواند - زمينى داشت باز هم داشتن زمين در يك جا انگيزه نمىشود كه دستور به شكسته خواندن نماز از گردن مسافر برداشته شود مگر بخواهد در آن جا ماندگار شود چنان چه ياران پيامبر ( ص ) كه هنگام گرفتن مكه با او بودند نماز را شكسته خواندند - و به همين گونه در ديدارشان از خانهء خدا به همراه بوبكر - با آن كه گروهى از ايشان در مكه يك يا چند خانه و نيز نزديكانى داشتند ، چنان چه شافعى گزارش كرده و در كتاب الام 1 / 165 مىنويسد ياران برانگيختهء خدا ( ص ) كه هنگام گرفتن مكه با او بودند هم آن بار نماز را شكسته خواندند و هم در ديدار پس از آن از خانهء خدا ، و هم در ديدار پس از آن كه به همراه بوبكر انجام گرفت ، با آن
هامش
( 1 ) لسان الميزان 4 / 182